فصل 35 محبّت به همه قوا تعلق دارد
محبّت و كراهت از آنجا كه تابع ادرا كند ، به حسب قوه مدركه ، يعنى حواس ظاهر و حواس درونى و قوه عاقله ، انقسام مىپذيرند . پس گونه اى از حب به حواس ظاهر متعلق است ، به اين معنى كه محبوب چيزى است كه نزد آنها مدرك و لذّت آور باشد ، مانند صورتهاى زيباى ديدنى ، و نغمه هاى موزون ، و بوهاى خوش ، و خوراكهاى كمياب و مرغوب ، و لباسهاى نرم با توجّه به پنج حس ظاهر . و گونه اى متعلَّق به حواس درونى است ، به اين معنى كه محبوب نزد آنها مدرك و لذت آور است ، مانند صورتهاى سازوار خيالى ، و معانى جزئى سازگار با قوه خيالى و وهم .
و گونه اى متعلَّق به قوه عاقله است ، به اين معنى كه محبوب براى آن مدرك و لذّت آور است ، مانند معانى كلَّى و ذوات مجرّد .
شكَّى نيست كه محبّت عقلى و لذّات آن قويترين و رساترين لذّات است ، زيرا بصيرت و بينش درونى نيرومندتر از بصيرت و بينش ظاهرى است ، و ادراك عقل از ادراك حس قويتر و فرو رفتن و نفوذش در حقايق اشياء و باطن آنها شديدتر است . و زيبائى معانى كه عقل ادراك مىكند از زيبائى صورتهاى نيكوى ظاهرى بزرگتر است ، پس لذات عقل و محبّت آن به ادراك امور شريف الهى كه فراسوى ادراك حواس است بسى تمامتر و رساتر است ، و از اين رو رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نماز را برترين محبوب خود در دنيا قرار داد ، آنجا كه فرمود : « حبّب إلىّ من دنياكم
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٧٠