باشد بكن و اگر بد و مايه گمراهى است دست بدار « .
از اين خبر پيداست كه : تأمّل در عاقبت هر امرى بزرگتر چيزى است كه نجات و رستگارى از آن حاصل مىشود ، پس بايد عهد و پيمانى استوار و مؤكَّد از نفس بگيرد و او را از اهمال بر حذر دارد و همچون بنده سركش و گريزپا پندش دهد ، كه نفس طبعا نسبت به طاعات و بندگى سركش و نافرمان است ، و ليكن وعظ و تأديب در او مؤثّر است ( و ذكَّر فانّ الذكرى تنفع المؤمنين . ) اين است مشارطه و آن نخستين مقام مرابطه است .
دوم - مراقبت : و آن اين است كه در هر كارى كه مىخواهد بكند مراقب نفس خود باشد ، و آن را با چشم پاسبان و نگهبان بنگرد ، كه اگر آن را به خود واگذارد سركشى و فساد مىكند ، سپس در هر حركت و سكونى خدا را در نظر آورد به اينكه بداند كه خداى تعالى از درونها آگاه است و پنهانيها را مىداند ، و بر اعمال بندگان مراقب است ، بر آنچه هر كسى مىكند حضور دارد ، و نهانخانه دلها بر او مكشوف است ، چنان كه ظاهر رخساره براى خلق مكشوف است ، بلكه از اين هم آشكارتر است ، خداى سبحان مىفرمايد :
« انَّ اللَّه كانَ عَلَيكُم رَقيبا » 4 : 1 ( نساء ، 1 ) « خدا ديده بان و مراقب شماست » .
و مىفرمايد : « أَ لَم يَعلَم بِانَّ اللَّه يَرى » 96 : 14 ( علق ، 14 ) « مگر نمىداند كه خدا مىبيند » .
و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « الإحسان أن تعبد اللَّه كأنّك تراه فإن لم - تكن تراه فانّه يراك »
« نيكى آن است كه خدا را چنان پرستش كنى كه گويى او را مىبينى و اگر نتوانى او را ببينى بارى او تو را مىبيند » .
و در حديث قدسى وارد است : « همانا كسانى در بهشت عدن ساكن مىشوند كه چون قصد گناهى كردند عظمت مرا ياد آورند و متوجه من باشند و از گناه باز ايستند ، و كسانى كه پشتهاى ايشان از خوف من خم شده باشد ، به عزّت و جلالم سوگند چون خواهم كه اهل زمين را عذاب كنم وقتى به كسانى كه از خوف من گرسنگى و تشنگى را تحمّل مىكنند مىنگرم عذاب را از آنان مىگردانم » .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 127
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٢٧