آميختهاند « .
اميد به نجات چنين شخصى نيز از اين جهت است كه بر طاعات مواظبت دارد و از گناهى كه مرتكب شده ناخشنود است . و شايد خداوند توبه او را بپذيرد ، و ليكن از حيث تأخيرى كه در توبه مىكند جاى بيم بر او هست و چه بسا ممكن است مرگ او را پيش از توبه بربايد . در اين صورت امر او به خواست خداست كه در زمره سعادتمندان درآيد و يا در گروه بدبختان وارد شود .
4 - يا توبه كند و مدتى بر آن ثابت و پايدار باشد و سپس توبه خود را بشكند و از روى عمد و قصد به گناهان باز گردد ، بدون آنكه توبه خود را به ياد آورد و بىآنكه از گناهانى كه مىكند متأسّف شود و ندامت و پشيمانى داشته باشد ، بلكه با حال غفلت در گرداب گناهان و پيروى از شهوات فرو مىرود . چنين شخصى از اصرار ورزان بشمار مىآيد ، و نفس وى نفس امّاره به بدى و گريزان از نيكى است .
صاحب اين نفس اگر بر توحيد و سرانجام نيك بميرد و طاعاتش بر سيّئات غالب باشد بهشتى است ، و اگر با پايان بد و سوء خاتمت از دنيا برود دوزخى است ، و اگر بر توحيد بميرد و ليكن سيّئاتش بر حسنات برترى داشته باشد امر وى به خدا واگذار است ، و شايد مدتى به اندازه فزونى سيّئاتش بر حسنات در آتش دوزخ معذّب باشد ، و سپس به لطف گسترده و فراگير او خلاصى يابد .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 111
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١١١