تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
فصل 10 نفس و نامها و قواى چهارگانهء آن آنچه دربارهء تجرّد نفس شناختيم همانا تجرّد ذاتى است نه تجرّد از لحاظ فعل ، زيرا نفس از لحاظ فعل به جسم و آلت نيازمند است ، و تعريف نفس اين است كه جوهرى ملكوتى است كه در حاجات خود بدن را به كار مىگيرد ، و همو حقيقت و ذات انسان است ، و اندامها و قوا آلات اوست زيرا كه فعل آنها به نفس وابسته است ، و او را بر حسب اعتبارات مختلف نامهائى است ، گاهى او را « روح » نامند زيرا زندگى تن به آن بستگى دارد ، و گاهى « عقل » نامند زيرا ادارك معقولات مىكند و زمانى « قلب » خوانند زيرا به وسيلهء خاطرات دگرگون مىشود . و گاهى اين الفاظ در معانى ديگرى كه از قرائن فهميده مىشود به كار مىرود . قواى نفس : نفس را چهار قوهء يا نيروست : قوهء عقلانى فرشته صفت ، قوهء غضب درنده خو ، قوهء شهوت حيوانى و قوهء وهمى شيطانى . كار و شأن نيروى عقلانى ، ادراك حقايق امور و تمييز بين خير و شر و فرمان دادن به افعال نيك و نهى از صفات زشت است . نيروى خشم موجب صدور افعال درندگان از قبيل كينه و دشمنى و آزار رساندن به مردم است . و از نيروى شهوت جز كارهاى حيوانات يعنى شكم پرستى و شهوت رانى جنسى برنمىآيد . و كار قوهء واهمه ( شيطانى ) استنباط انواع مكر و حيله و رسيدن به اغراض خود با نيرنگ و فريب است .