و گفتار سرور پيامبران صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به اين تفاوت اشاره دارد كه مىفرمايد : « من با امّتم سنجيده شدم و بر آنان برترى يافتم » . و شك نيست كه اين تفاوت به سبب اختلاف در اخلاق و صفات است ، زيرا همگى در جسميّت و آنچه مربوط به آن است مشتركند .
و اين علم باعث رسيدن انسان به بالاترين مراتب اخلاق و صفات انسانى است و انسانيّت با آن تمام مىشود و از حضيض حيوانيّت به اوج مراتب فرشته بودن عروج مىكند . و كدام دانش و فنّى است كه پستترين موجودات را به شريفترين آنها برساند . و به همين دليل حكماى پيشين علم را به نحو حقيقى جز بر علم اخلاق اطلاق نمىكردند ، و آن را اكسير اعظم مىناميدند و در صدر تعاليم خود قرار مىدادند و در تدوين و تعليم آن سعى بليغ مىنمودند و در بحث اجمالى و تفصيلى آن مىكوشيدند و معتقد بودند كه هر گاه متعلَّم در اخلاق مهذّب نباشد ديگر علوم او را سودى نمىبخشد .
و همچنانكه بدنى كه بيمار است هر چه غذايش بيشتر شود فساد و شرّش فزونتر گردد ، همين گونه نفسى كه از اخلاق بد و مذموم پاك نشده است آموختن علوم جز تباهى و فسادش نيفزايد . و از اين رو بيشتر كسانى كه به زىّ علما در آمدهاند حالشان از حال عوام بدتر است . آنان يا به سبب حرص بر جمع مال و غفلت از حقيقت مال يا به واسطهء غلبهء دوستى جاه و مقام از وظايف ايمانى و اسلامى منحرف مىشوند و در عين حال مىپندارند كه مروّج دين و مذهباند ، يا به علَّت كثرت شك و شبهه در گمراهى و سرگردانى فرو مىروند ، يا به سبب ميل و شوقى كه به مراء و جدال در انجمنهاى رجال دارند مىخواهند بر همگنان تفوّق و برترى يابند ، و يا زبان بر بزرگان دانشمندان و حكما مىگشايند ، و به آداب و رسوم شرع و آئين تعبّد نمىورزند به اين پندار كه مقتضى قواعد حكمت چنين است ، و نمىدانند كه حكمت حقيقى همان است كه قوانين الهى و شرايع نبوى عطا كردهاند . و گوئى نمىدانند كه علم بدون عمل گمراهى است ، و دربارهء گفتار پيامبرشان صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نينديشيدهاند كه فرمود :
« قصم ظهرى رجلان ، عالم متهتك ، و جاهل متنسك »
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٦٧