فصل 21 ( درجات كبر )
كبر سه درجه دارد :
اوّل - آن است كه در دل او جايگير باشد و خود را بهتر و برتر از ديگران بيند و آن را در كردار و رفتار خود ظاهر كند : مثلا در مجالس بالاتر نشيند و خود را بر امثال و اقران خود مقدّم دارد و روى از آنان بگرداند و ترش كند و چين بر جبهه افكند . و در گفتار خود نيز به اين كه : مثلا كسى را كه در تعظيم او كوتاهى كند بر او انكار نمايد و اظهار فخر و مباهات كند و خود را بستايد ، و در علم و عمل در صدد غلبه بر ديگران باشد . و اين درجه بدترين و زشتترين درجات است ، زيرا درخت كبر در دل صاحبش ريشه دوانيده و شاخ و برگش بلند شده و همهء اعضا و جوارح او را فرا گرفته است .
دوم - مانند اوّل است ، جز اينكه به زبان نياورد ، و اين كمتر و خفيفتر از درجهء اول است زيرا شاخه هايش كمتر است .
سوم - اينكه كبر در دل او جايگير شده باشد به طورى كه خود را بالاتر داند امّا در ظاهر به تواضع و فروتنى مىكوشد و در كردار و گفتار چنان مىنمايد كه ديگران را برتر از خود مىبيند . چنين شخصى اگر چه درخت كبر در دلش ريشه دوانيده امّا شاخ و برگ آن را بكلَّى قطع كرده است . پس اگر به واسطهء صفت كبر بر خود خشمگين باشد و در صدد ريشه كن كردن آن برآيد ، هر چند به آسانى
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 427
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٤٢٧