انا ابن نفسي و كنيتى ادبى من عجم كنت أو من العرب
إنّ الفتى من يقول ها أنا ذا ليس الفتى من يقول كان أبي
من فرزند خود هستم و نام و نشانم ادب من است خواه از عجم باشم خواه از عرب جوانمرد كسى است كه گويد من اينم نه آنكه گويد پدرم كه بود و گفتهاند :
لئن فخرت بآباء ذوى شرف لقد صدقت و لكن بئس ما ولدوا
اگر به پدران خود كه شريف و بزرگند بنازى راست گفتى لكن بد فرزندى از آنان متولَّد شده روايت شده است كه : « روزى ابو ذر در محضر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم به مردى گفت :
اى سياه زاده ، حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود : اى ابا ذر پيمانه سر خالى است پيمانه سر خالى است ، كه سفيد زاده را بر سياه زاده فضيلتى نيست . أبو ذر بر زمين بخفت و به آن مرد گفت : كف پاى خود را بر رخسار من نه . » و روايت است كه :
« بلال چون در روز فتح مكَّه بر بام كعبه اذان مىگفت ، جمعى گفتند كه اين بندهء سياه اذان مىگويد در آن وقت اين آيه نازل شد :
« يا ايّهَا النَّاسُ انَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنثى وَجَعَلْناكُمْ شُعُوبا وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أتْقاكُمْ » 49 : 13 ( حجرات ، 13 ) « اى مردم ما شما را از مرد و زن آفريديم و جماعتها و قبيله ها كرديم تا همديگر را بشناسيد . گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست » .
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود : « انّ الله قد أذهب عنكم عيبة الجاهليّة - أى كبرها - كلَّكم بنو آدم و آدم من تراب »
« خداوند عيب جاهليّت - يعنى كبر آن - را از شما برداشت ، همه فرزندان آدميد و آدم از خاك است . » و نقل شده است كه : « يكى از بزرگان يونان بر غلامى فخر فروشى كرد ، غلام گفت : اگر فخر تو به پدران توست پس برترى براى آنهاست نه براى تو ، و اگر به سبب لباسى است كه پوشيده اى شرافت براى لباس