تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
خود آمد و از نسيان خويش بازگشت و مشتى خاكستر برداشت و بر سر نهاد و گفت : از تو اى پروردگار من و به همين جهت خداى تعالى مىفرمايد : « وَلَوْ لا فَضْلُ الله عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُه ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أحَدٍ أبَدا » 24 : 21 ( نور ، 21 ) « اگر فضل و رحمت خدا شامل شما نبود هرگز هيچ يك از شما پاك نمىشد » . پيغمبر اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود : « هيچ يك از شما نيست كه عملش باعث نجات او شود . » گفتند : شما نيز اى رسول خدا فرمود : « من همچنين نيستم مگر اينكه رحمت خدا مرا فرو گيرد » . اگر گفته شود : آنچه دربارهء صفات و افعال و محلّ آنها ذكر كردى كه همه مستند به خداى تعالى است به جبر و نفى تكليف و بطلان ثواب و عقاب منجر مىشود ، مىگوئيم : اين مطلب فرع بر مسأله اى است كه به علم ديگرى تعلَّق دارد ، و بيان آن در اينجا مناسب نيست . [ 1 ] و جواب اجمالا اين است كه ما بكلَّى سلب قدرت و اختيار از بنده دربارهء متعلَّق تكليف - يعنى افعال خود او - نمىكنيم ، بلكه استقلال او را در آنها انكار مىكنيم . بلى ، در غير افعال او از اسباب و صفات لازم و توفيق و تحريك انگيزه ها و رفع موانع وى را اصلا قدرتى نيست ، و اين بيان فساد و اشكالى در پى ندارد . و اما ( عجب به حسب و نسب ) : علاجش دانستن چند چيز است : اول - اينكه بداند كه فخر و بزرگى كردن به كمال ديگرى از غايت سفاهت و نادانى است ، زيرا كسى كه در صفات خود پست و بىكمال باشد ، كمال ديگرى اگر چه پدر يا جدّ او باشد چگونه پستى و نقص او را جبران مىكند ، بلكه اگر آن ديگرى زنده بود مىتوانست به او بگويد : اين فضيلت از من است تورا چه افتاده است و تو كرمى هستى كه از فضلهء من به هم رسيده اى ، مگر كرمى كه از فضلهء انسان حاصل شود برتر از كرمى است كه از سرگين خرى است ؟ هيهات اين دو كرم در پستى يكسانند . همانا شرافت براى انسان است نه براى كرم . از اين جهت امير مؤمنان عليه السّلام مىفرمايد :
هامش
[ 1 ] بيان آن در ص 201 گذشت .