تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
جعلهائى [ 1 ] كه نجاسات را مىگردانند و مىبويند پستترند بايد فخر به آنها را رها كنند » . و روايت است كه دو مرد پيش حضرت موسى عليه السّلام فخر فروشى مىكردند . يكى از آنها گفت : من پسر فلان پسر فلانم تا نه پشت خود را شمرد ، خداى تعالى به موسى وحى كرد كه : « به او بگوى كه همهء آن نه نفر از اهل جهنّمند و تو دهم ايشانى » و امّا ( عجب به جمال و زيبائى ) : علاجش اين است كه بداند كه آن به زودى دستخوش زوال است و به علَّتها و بيماريها و دردها از ميان مىرود ، و كدام عاقل به چيزى عجب مىكند كه تبى آن را بگيرد يا زخم و دملى آن را زائل كند يا آبله اى آن را تباه گرداند .
بر مال و جمال خويشتن غرّه مشو كان را به شبى برند و اين را به تبى
و حسن و جمال اگر به بيمارى و عارضه اى زايل نشود بىشك به رفتن جوانى و آمدن پيرى از ميان مىرود و با مرگى كه هر كسى ناگزير آن را خواهد چشيد تباه خواهد شد . بنگر چه رخسارهاى زيبا و قامتهاى رعنا و بدنهاى نرم و نازك در خاك پوسيده و متعفّن شده كه هر طبعى از آنها متنفّر است . به علاوه ، اگر با بينش خردمندانه در همان حال كه در غايت زيبائى است به درون خود بنگرد چندان پليدى و كثافت مىيابد كه عجب و خود بزرگ بينىاش فرو مىنشيند . زيرا آلودگى و اقذار همهء اعضائش را فرو گرفته : « بزاق » در دهان و « آببينى » در بينى و « چرك » در گوش و « بوى تعفّن » زير بغل و « چرك » زير پوست و « فضولات » در معده و « غايط و كرم » در روده ها و « بول » در مثانه و « صفرا » در زهره . هر روز بارها به مستراح مىرود و با دست خود غايط خويش را مىشويد . اگر آنچه از او بيرون مىآيد به چشم ببيند متنفّر و مشمئز مىشود تا چه رسد به آنكه آن را ببويد يا به دست گيرد . آغاز خلقتش از پليديها و قذرها بوده : از نطفه و خون حيض و از چند مجراى كثيف يعنى از صلب و آلت پدر و رحم و عورت مادر گذر كرده است . اگر يك روز خود را رها كند و از كثافات پاك نسازد چرك و تعفّن او را فرا مىگيرد و از هر چارپائى كثيفتر مىگردد .
هامش
[ 1 ] جعل : سرگين گردان يا سرگين غلطان ، جانورى است سياه و پردار .