تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
امّا اگر گمان كند كه خداى تعالى توفيق اين عمل را به اين سبب به او داده كه متّصف به بعضى صفات باطنى نيكو و ستوده مثل حبّ خدا و مانند آن است ، پس بايد به او گوشزد كرد كه : حبّ الهى و عمل دو نعمت از جانب خداست كه بى استحقاق توبه تو افاضه شده است . پس اعجاب تو بايد به جود خدا باشد كه وجود و صفات و اعمال و اسباب اعمال تو همه از اوست . پس عجب عالم به علم خود و عجب عابد به عبادتش و عجب شجاع به شجاعتش و جميل به جمالش و مالدار به مالش بىمعنى است ، زيرا همهء اينها از فضل خداست ، و آدمى جز محلَّى براى فيضان جود و فضل الهى نيست . و خود اين محلّ نيز از جود و فضل اوست ، كه او تورا و اعضاء تورا آفريد و در تو قوّت و قدرت و سلامت قرار داد ، و براى تو عقل و علم و اراده خلق كرد كه اگر بخواهى يكى از اينها را از ميان ببرى نمىتوانى . آنگاه حركات در اعضاء تو آفريد و در اين ابداع و اختراع تورا مشاركتى نبود . و آنها را به ترتيب خلق كرد مثلا حركت را پس از خلق قوه در عضو و اراده در قلب ، و علم را پس از خلق دل كه جايگاه آن است آفريد . و اين تدريج در آفرينش يكى بعد از ديگرى ، اين خيال را در تو برانگيخت كه تو در ايجاد عمل خود مستقلَّى ، و البتّه در اين پندار خطا كرده اى ، كه تحريك انگيزه ها و رفع موانع و آماده ساختن اسباب همه از خداست و هيچ يك از آنها از تو نيست . و از شگفتيها اين است كه به خود عجب كنى ولى به آن كه همهء امور از اوست اعجاب نداشته باشى و از جود و كرم او در شگفت نباشى ، كه تورا از فضل خود بر فاسقان برگزيده ، زيرا اسباب شهوات و لذّات را در اختيار آنها قرار داده و ترا از آنها دور و بر كنار ساخته ، و در مقابل ، انگيزه هاى خير را از آنها بازداشته و براى تو آماده كرده ، تا خيرات بدون آنكه وسيلهء آن از خود تو باشد براى تو آسان شود . روايت است كه ايّوب عليه السّلام گفت : « خدايا تو مرا به اين بلا مبتلى ساختى و هيچ چيز براى من روى نداد مگر اينكه رضاى تو را بر رضاى خود و خواست تورا برخواست خود مقدّم داشتم » . پس از ميان ابرى بر بالاى سر او ده هزار آواز برآمد كه : اى ايّوب اين حالت از كى براى تو حاصل شد ؟ ايّوب از اين خطاب به
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 408 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي