كه يكى از صفات سه گانه را دارد ممكن است از آن توبه كند و مسلمان و با توبه از دنيا برود و بنا بر اين به خداوند نزديك است و از او دور نيست ، راهى براى قبول اين سخن نيست ، زيرا آنچه از كلام خداى تعالى و گفتار رسول او صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و سخنان ائمّهء ما عليهم السّلام استفاده مىشود اين است كه نسبت دادن آن به شخص معيّن جايز است ، بلكه از آنها استفاده مىشود كه لعن كردن بعضى از اهل انكار ( جحود ) و عناد از محبوبترين عبادتها و بهترين راههاى تقرّب به خداى تعالى است . خداى سبحان مىفرمايد :
« اولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ الله وَالمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ اجْمَعينَ » 2 : 161 ( بقره ، 161 ) « لعنت خدا و فرشتگان و همهء مردم بر آنها باد » .
و نيز مىفرمايد :
« اولئِكَ يَلَعَنُهُمُ الله وَيَلْعَنُهُمُ الَّلاعِنُونَ » 2 : 159 . ( بقره ، 159 ) « خدا و لعنتكنندگان لعنشان مىكنند » .
پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « لعن اللَّه الكاذب و لو كان مازحا »
« خدا دروغگو را لعنت كند اگر چه به مزاح دروغ گويد . » و دربارهء أبو سفيان كه در هزار بيت آن حضرت را هجو كرده بود گفت : « خدايا من نه شعر مىتوانم گفت و نه سزاوار من شعر گفتن است ، خداوندا به عوض هر حرفى از اين اشعار او را هزار لعنت كن . » و امير مؤمنان عليه السّلام جماعتى را لعن كرد . و روايت است كه آن حضرت در قنوت نماز واجب معاويه و عمر و عاص و أبو موسى اشعرى و ابو أعور الاسلمى را لعن كرد ، با اينكه حلم او از همه بيشتر و گذشت او نسبت به كسى كه به او بدى كرده از همه افزونتر بود . پس اگر لعن آنان از طاعات نبود امام در نمازهاى واجب آنها را لعن نمىفرمود .
شيخ طوسى روايت مىكند كه : « حضرت صادق عليه السّلام با لعن چهار كس نماز را تمام مىكرد . » و اگر كسى در آنچه بين امام حسن عليه السّلام و معاويه و ياران او رخ داد و اينكه امام آنها را لعن فرمود ، و اخبارى كه در « كافى » و غير آن از كتابهاى اخبار و ادعيه در لعن مستحقّين آن از رؤساى ضلالت و تصريح به نامهاى آنها رسيده تتبّع كند ، مىداند كه اين گونه لعن از شعائر دينى است . امّا آنچه از آن حضرت عليه السّلام رسيده كه « لا تكونوا لعّانين »
« لعنتگر نباشيد » و مانند آن ، در نهى از لعن
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣٨٦