« جبرئيل هرگز در هيچ امرى اين قدر سفارش نكرد كه در خصوص دشمنى مردم » .
و قول حضرت صادق عليه السّلام : « من زرع العداوة حصد ما بذر ، »
« هر كه تخم عداوت بكارد همان را كه كشته است مىدرود » . . . و بر اين قياس ديگر اخبار .
راه علاج اين خوى بد اين است كه : آدمى متذكَّر باشد كه اين عداوت باطنى در دنيا ثمرى ندارد ، زيرا بيچاره كينه توز لحظه اى از درد و رنج آسوده نيست ، و در آخرت گرفتار عذاب خواهد بود . و با وجود اين به محقود ( آن كه او را دشمن دارد ) هيچ زيانى نمىرسد . و عاقل حاضر نيست در حالتى باقى بماند كه براى او زيانآور و براى دشمنش سودمند باشد . و بعد از اين تذكَّر بايد سعى كند كه با شخصى كه عداوت دارد همانند دوستان رفتار نمايد ، با شكفتگى و مهربانى ملاقات كند و براى برآوردن حوائج وى بكوشد ، بلكه بيش از ديگران به او نيكى و احسان كند تا نفس را گوشمال داده و بينى شيطان را بر خاك بمالد ، و پيوسته اين روش را ادامه دهد تا آثار اين خوى زشت بكلَّى از ميان برود .
چون كينه توزى عداوت باطنى است و در حقيقت بدخواهى پنهانى و نخواستن خير براى دشمن است ، ضدّش « نصيحت » است كه به معنى خير خواهى و نخواستن شرّ است . بنابر اين از معالجات كينه اين است كه متذكَّر خوبى و فوائد نصيحت باشد - چنان كه خواهد آمد - تا اين امر او را در ازالهء آن يارى كند . و از آنهاست :
دشمنى آشكار
دشمنى آشكار از لوازم كينه به شمار مىرود ، زيرا عداوت وقتى چنان نيرومند شود كه با وجود آن ديگر نتوان مجامله كرد آشكارا ظاهر مىشود . اخبارى كه در ذمّ آن رسيده بسيار است و برخى از آنها ذكر شد . و علاج آن همان است كه در حقد و كينه گفته شد ، و ضدّ آن نصيحت و خير خواهى آشكار و علنى است ، يعنى فعل خير و صلاح نه مجرّد نيّت و قصد آن . بنابراين كسى كه به عداوت با ديگرى مبتلاست بايد خود را به اين گونه خير خواهى مكلَّف سازد تا ملكهء او شود و عداوت از ميان برود .