به كمال او شديدتر است . و بى شك ذوات مجرّدهء نوريّه كه از عالم امر و مقتبس از چراغدان نور او و در سلسلهء صدور در نهايت قرب به او هستند ، به اتّصاف به صفتى از كمال او شوق شديد دارند . و نفس انسانى كه از آنها و از عالم امر است ، چنان كه خداى تعالى مىفرمايد :
« قُلِ الرّوحُ مِنْ أمْرِ رَبِّى » 17 : 85 ( اسراء ، 85 ) « بگو روح از امر پروردگار من است » .
در قرب به او ، سبحانه و تعالى ، مانند آنهاست ، و به غايت شائق اتّصاف به صفات و كمالات اوست كه از جمله غلبه و برترى و تسلَّط است ، و اين طلب ناپسند و مذموم نيست ، زيرا براى هر بنده اى شايسته است كه ملك و سلطنت بىپايان بخواهد ، و سعادت دائمى زوال ناپذير و بقاء بدون فنا و عزّت خالى از ذلَّت و امن بدون خوف و غناء بىفقر و كمال بىنقصان بجويد . و اينها همه از صفات خدائى است و خواستار آنها ناگزير طالب علوّ و عزّت و كمال است .
امّا آن رياست و استيلا كه مذموم است به سبب اشتباه و غلطى است كه براى نفس بر اثر فريب شيطان رانده شده از عالم امر پيش آمده ، زيرا شيطان چون انسان را از عالم امر ديد حسد او را بر آن داشت كه در صدد اغواى انسان از راه عجله و شتابكارى برآيد ، و در نظر او ملك و رياست فانى را كه آلوده به انواع دردها و رنجهاست به اين وسوسه كه نزديك و زودرس ( عاجل ) است جلوه و زينت داد و او را از ملك جاويد دائم كه هيچ كدورتى به آن نياميخته و از زوال و فنا بر كنار است به اين بهانه كه نسيه و در آينده ( آجل ) است باز داشت .
بيچاره فرزند آدم از آنجا كه عجول و شتابكار خلق شده به نقد و زودرس راغب است و وقتى شيطان مطرود از عالم امر نزد او آمد به عجله كه مقتضاى طبع آدمى است متوسّل شد و او را به وسيلهء آنچه نقد و زودياب ( عاجل ) است فريب داد و دلش را از جهان آينده و ديرياب ( آجل ) برگرداند . و دنياى حاضر را در چشمش آراست ، و با وعدهء غرور و آرزوى بى جا نسبت به آخرت او را فريفت . و انسان بيچاره به وعدهء غرور آميز او به طلب زيورهاى فناپذير دنيا مشغول شد ، و سرورى و پادشاهى ابدى آخرت را رها كرد ، و مسكين بخت برگشته فكر نكرد كه ملك
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣٣٧