دارد ، و او را به آموختن آن گماشت و نگذاشت كه مشغول كارى شود كه استعداد آن را ندارد تا عمر او ضايع نگردد و فايده اى به دست نيايد . زيرا هر كسى مستعدّ همهء علوم و صناعات نيست و گر نه همهء مردم به شريفترين شغلها و صنعتها مىپرداختند .
و اختلاف و تفاوت مردم در اين استعداد ، حكمت الهى است براى حفظ و قوام زندگى نوع انسان و انتظام امور عالم .
امّا غيرت در « مال » را گمان مبر كه پسنديده نيست به اين تصوّر كه مال فناپذير است و بزرگان و نيكان به آن اعتنا ندارند . زيرا ما دام كه انسان در دار دنياست به مال محتاج است و تحصيل آخرت نيز به آن متوقّف است . زيرا كسب علم و عمل بستگى به بقاء بدن دارد و آن وابسته است به قوت و غذا . پس عاقل بايد مال را بعد از آنكه از راه حلال و صحيح و كسب پسنديده به دست آورد مورد اعتنا قرار دهد و در حفظ و ضبط آن بكوشد . و مقتضاى حفظ مال و سعى در نگهدارى آن - كه به غيرت مالى تعبير كرديم - اين است كه در موردى كه فايدهء دنيوى يا اخروى ندارد مصرف و خرج نكند ، مانند انفاق ريائى و مهمانى براى خودنمائى و فخر فروشى ، يا بخشش آن به غير مستحقّ بدون انگيزهء دينى يا دنيوى يا عرفى ، يا بىمبالاتى در حفظ آن كه منجر به تمكين از ظالم و دزدان و اهل خيانت در بردن مالش بشود ، يا هدر دادن آن بدون اينكه به كسى نفعى برسد ، يا اسراف در بذل و خرج آن ، يا مصارفى كه عقلا و شرعا رجحانى نداشته باشد و عوضى در دنيا و آخرت براى آن نيست .
بلكه مقتضاى غيرت در مال اين است كه اموال خود را در زمان حيات در راههائى به مصرف برساند كه فايدهء آن به خودش عايد شود ، و چيزى به ارث نگذارد مگر براى فرزندان نيك و صالح خود ، كه بقاء آنها به منزلهء بقاء خود اوست و بر وجود آنان - كه حال و زندگى نيك دارند - ياد و نام نيك و ثواب بعد از مرگ براى او مترتّب باشد . و چگونه صاحب غيرت خود را راضى مىكند كه مالى را كه با رنج و زحمت به دست آورده و عمر خود را در جمع آن تلف كرده و در قيامت بايد
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣٣٤