تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
جرأت نمىكند كه چنين كارى بكند خصوصا اگر خود طفل در پنهان داشتن آن كوشش دارد ، زيرا به رخ او كشيدن ممكن است وى را جرى سازد به طورى كه بعد از اين آشكارا مرتكب آن شود و باكى نداشته باشد . پس اگر دوباره آن كار از او سر زد ، بايد در خفا او را عتاب و سرزنش كرد و زشتى آن كار را بزرگ نمود و به او گفت : مواظب باش كه كسى بر اين كار مطَّلع نشود كه در نزد مردم رسوا مىشوى . ولى در سرزنش و عتاب نبايد زياده روى كرد كه اهمّيّت كلام و اثر سرزنش از دلش برود . امّا پدر بايد هيبت خود را در گفتار و در حركات نگه دارد و مادر بايد كودك را از پدر بترساند [ 1 ] . و سزاوار است كه از هر كارى كه پنهانى مىكند منع شود ، زيرا آن را پنهان نمىدارد مگر اينكه معتقد است كه كارى زشت است . پس اگر رها شود به كار زشت عادت مىكند . و بايد در راه رفتن و ديگر حركات و افعال به وقار و خوددارى و آرامش عادت كند . و با همنشينان و معاشران خود تواضع و فروتنى نمايد و آنها را گرامى دارد ، و گشاده روئى و خوش كلامى را شعار خود سازد ، و اطاعت پدر و مادر و معلَّم و مربّى و بزرگتر را بياموزد و تعظيم ايشان را بجا آورد و در حضور ايشان بازى نكند . و بايد او را از فخرفروشى بر همسالان به چيزى كه خود يا پدرش مالك آن است منع كنند . و او را از اينكه از اطفال يا مردان چيزى بگيرد بر حذر دارند و به او بفهمانند كه بزرگى در عطا و بخشش است و در گرفتن خوارى و ذلَّت است ، و اين خوى سگان است كه به انتظار لقمه اى دم خود را مىجنبانند و چاپلوسى مىكنند . و محبّت زر و سيم را در نظر او زشت نمايند ، و او را از آن دو بيش از مار و عقرب بر حذر دارند . زيرا آفت دوستى آن دو بيش از آفت زهر كشنده است ، و بسيارى از مردم بدين سبب هلاك شدند . و او را عادت دهند كه در حضور ديگران آب دهان نيفكند و انگشت به بينى نكند و آب بينى نيندازد ، و به ديگران پشت نكند و پا بر روى پا نيفكند و دست بر زير زنخدان ننهد ، كه اين دليل كسالت است . و طريقهء نشستن و برخاستن و راه رفتن را ياد گيرد . و او را از خواب در روز منع كنند و از ناز پروردگى در فرش و لباس و طعام بازدارند بلكه به جامه و خوراك درشت معتاد سازند تا اعضاء و اندامش
هامش
[ 1 ] يعنى مادر بايد از هيبت پدر در تربيت كودك استفاده كند .