كه در خور هيبت و خوف است و خوف عالمان به لذّت وصال و رنج دورى و فراق و آگاهان از سرّ گفتار الهى :
« وَيُحَذِّرُكُمُ الله نَفْسَه » 3 : 28 ( آل عمران ، 28 ) .
« خدا شما را از ( نافرمانى ) خود مىترساند » .
و همچنين :
« اتَّقُوا الله حَقَّ تُقاتِه » 3 : 102 ( آل عمران ، 102 ) .
« از خدا چنان كه شايستهء ترس از اوست بترسيد » .
و گفتهاند كه اين خوف عبّاد و زهّاد و همهء اهل عمل است .
و امّا كسانى كه خوف مكروه غير ذاتى بر دلشان غلبه كرده ، يا ترسشان از مردن پيش از توبه است يا شكستن توبه ، يا از سستى و تقصير در وفاء به حقوق الهى ، يا عارى ماندن از حسناتى كه بتوان بر آن تكيه كرد و در ميان بندگان مايهء عزّت است ، يا انحراف از راه راست ، يا پيروى از شهواتى كه به سبب عادت به آنها الفت پيدا شده ، يا تبديل نرمى و رقّت قلب به قساوت و سنگدلى ، يا از عواقب بد خيانت و دشمنى با مردم يا از اشتغال به غير خدا ، يا پيشامدهاى ناگوار در بقيّهء عمر ، يا از سركشى هنگام رو آوردن نعمتها و غافلگير شدن و رسيدن عذاب الهى ( به سبب ارتكاب معاصى ) هنگام برخوردارى از نعمتهاى پى در پى ، يا انكشاف و آشكار شدن طاعتهاى بد و فاسد و رياكارانه ، يا فريفته شدن به دنيا و زيورهاى فانى و آرايشهاى ناپايدار آن ، يا زود رسيدن و تعجيل عقوبت در دنيا و رسوائى علنى ، يا از سوء خاتمه و سرانجام بد هنگام مرگ ، يا از آنچه در ازل براى او مقدّر شده است . اينها همه از موارد خوف عارفان است .
و هر يك از آنها فايده اى مخصوص دارد و آن عبارت است از احتراز از آنچه به خوف منتهى مىشود . پس كسى كه از عواقب بد عدم رعايت حقوق مردم مىترسد سعى مىكند كه ذمّهء خود را از آنها برى سازد ، و خائف از استيلاء عادت مواظب است كه خود را از آن كنار بكشد ، و خائف از اطَّلاع خداوند بر باطن و ضمير او به پاكسازى دل خود از وسوسه ها مىپردازد ، و به همين نحو دربارهء ديگر اقسام .
و بيشتر خوفى كه بر دل متّقين غالب است خوف سوء خاتمه است و اين
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 269
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٦٩