فصل 3 ( خوف چگونه و از چه پديد مىآيد )
بدان كه خوف پديد نمىآيد مگر از نگرانى و انتظار رسيدن ناملايم و مكروهى . و اين مكروه و ناملايم يا ذاتا مكروه و ناگوار است مانند آتش دوزخ يا از اين جهت كه به مكروه و ناگوار ذاتى مىانجامد مانند گناهانى كه به مكروه ذاتى در آخرت منجر مىشود . و هر شخص خائف و ترسانى ناچار يكى از اين دو قسم مكروه در خاطرش ممثّل و مجسّم مىگردد ، و انتظار آن در دلش قوّت مىگيرد تا آنكه دل به سبب درك آن متألَّم و دردناك مىشود ، و حالات خائفان نسبت به اندازهء تأثيرى كه مكروهات بر دلشان دارد مختلف است :
كسانى كه خوف مكروه ذاتى بر دلشان غالب است ، يا خوفشان از سكرات ( بيهوشيهاى ) مرگ و شدّت آن و سؤال نكير و منكر و درشتى و خشونت آن است ، يا از تصوّر ايستادن در پيشگاه پروردگار و هيبت آن و شرمسارى از كشف و آشكار شدن نهان و ضميرشان ، يا از حساب و دقّت آن و صراط و باريكى و تيزى آن ، يا از آتش دوزخ و هول و هراس عذابهاى دردناك جهنّم و غل و زنجير آن ، يا از محرومى از سراى پر نعمت بهشت و دورى از وصال ملك جاودان و مملكت بىپايان ، يا از نقصان درجات در مقام علَّيّين و محروم ماندن از جوار مقرّبان ، يا خوف از خداى سبحان يعنى از جلال و عظمت او و از دورى و فراق او و اين خوف برترين مرتبهء خوف است ، و آن خوف صاحبدلان عارف است از صفات الهى
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 268
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٦٨