تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
باشد و خويها و صفات هلاك كننده از جهل و غيره در او استوار شده باشد ، چگونه مىتواند در پيرى آنها را بر طرف كند و يا به ملكات ضدّ دگرگون سازد . زيرا بر طرف كردن آنچه در نفس ريشه كرده و استوار شده در دوران پيرى كه نيروى تحمّل رياضت و مجاهده سستى و ناتوانى گرفته غير ممكن است . و لذا در آثار وارد شده است كه : « مرد چون به سنّ چهل رسيد و به خير بازنگشت شيطان پيش آيد و دست بر رويش كشد و گويد : پدرم فداى اين رخسارى كه ديگر رستگار نخواهد شد » . با وجود اين طالب سعادت همواره بايد همّت بر تحصيل سعادت مقصور دارد . و از جمله شرايط كسب سعادت دفع آرزوى دراز و خشنودى به تقدير الهى از درازى و كوتاهى عمر است . و سعى و كوشش او هميشه بايد در تحصيل كمالات به قدر امكان و رهائى از قيد زمان و مكان باشد و رشتهء علاقهء خود را از دنيا و زيورهاى ناپايدار آن بگسلد و به زندگانى و لذّتهاى باقى و پايدار پيوند دهد . و در كسب ابتهاج و سرور عقلى و اتّصال كامل به درگاه قدس الهى اهتمام ورزد تا از زندان طبيعت آزاد شود و به سوى عالم حقيقت بالا رود ، و براى او مرگ ارادى كه منشأ زندگانى طبيعى است حاصل گردد ، چنان كه معلَّم اشراق گفته است : « به مرگ ارادى بمير تا به حيات طبيعى زنده شوى » . بدين گونه سعادتمند در انديشه است كه به جايگاه پسنديده كه قرارگاه صدّيقان است انتقال يابد و به جوار پروردگار جهانها برسد ، و در اين موقع مشتاق مرگ مىشود و از تقديم و تأخير آن پروا ندارد و به ظلمات برزخ كه منزلگاه اشقيا و بدكاران و مسكن شيطان و اشرار است تمايل و علاقه نشان ندهد ، و هرگز آرزوى زندگى زودگذر ننمايد ، و به زبان حال چنين گويد :
خرّم آن روز كزين منزل ويران بروم راحت جان طلبم وز پى جانان بروم به هواى لب او ذرّه صفت رقص كنان تا لب چشمهء خورشيد درخشان بروم
[ 1 ] . 7 - تصوّر عذاب جسمى و روحى كه بر اعمال نكوهيده و افعال زشت مترتّب است . و شكَّى نيست كه اين گونه خوف ستوده است و از اقسام نوع دوم به شمار
هامش
[ 1 ] مراد شاعر ( حافظ ) از « راحت جان » نعمتهاى ابدى و از « جانان » حق اول و از « چشمهء خورشيد » خالق كائنات است . مصحح .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 263 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي