و آنان را به موجد و مولايشان بسپرد ، كه او نيكو مولى و نيكو تكيه گاهى است .
و آشكار است كه ترس از مرگ براى انگيزه هاى ياد شده بى مورد است .
پس از آن شايسته است كه خردمند در اين بينديشد كه هر پديد آمده اى سرانجام از ميان مىرود - چنان كه در حكمت ثابت شده است . و خود او از موجودات پديد آمده ( كائنات ) است و تباهى و فناى او نيز ضرورى خواهد بود . بنابراين كسى كه وجود تن را كه مركَّب از عناصر است بخواهد در واقع فسادى را كه همراه آن است نيز خواسته است . پس آرزوى دوام زندگى از خيالات ممتنع است . و عاقل گرد محالات نمىگردد و آرزوى آن را در دل نمىپرورد . بلكه به يقين مىداند كه آنچه در نظام كلَّى عالم يافت مىشود بهترين و كاملترين نظام است و تغيير آن منافى حكمت و مصلحت و خير است ، و در نتيجه آنچه را كه براى او و ديگران رخ مىدهد بدون ناراحتى و كدورت مىپذيرد و به آن راضى است .
به علاوه كسى كه آرزوى عمر دراز دارد اگر مقصودش برخوردارى از لذّات جسمانى و دوام آنهاست ، بايد بداند كه چون پيرى فرا رسد اعضاء بدن ضعيف و سست مىشود و قواى تن مختل مىگردد و تندرستى كه پايه و اساس لذّات است از ميان مىرود . و بنا بر اين ديگر از خوردن و آميزش و ساير لذّات حسّى بهره نمىبرد ، بلكه هيچگاه از بيمارى و درد خالى نيست و همهء حالات جوانى دگرگون مىشود ، نيرومنديش رو به ضعف و عزّتش رو به ذلَّت و خوارى دارد و همچنين ديگر حالاتش ، چنان كه در كتاب الهى به آن اشاره شده است :
« وَمَنْ نُعَمِّرْه نُنَكِّسْه فِى الْخَلْقِ » 36 : 68 ( يس ، 68 ) « و هر كه را عمر دراز دهيم خلقت وى دگرگون كنيم » .
و با اين همه هيچ روزى از مفارقت و هجران دوست يا خويشاوند نزديك يا رفيق شفيقى آسوده نخواهد ماند . و چه بسيار كه به انواع مصيبتها دچار شود و فقر و تنگدستى و نكبت به او روى آورد ، و خواستار عمر دراز در واقع طالب اين رنجها و ناملايمات است . و اگر مقصود او از عمر دراز كسب فضائل علمى و عملى است شكَّى نيست كه تحصيل كمالات در دوران پيرى بسى دشوار و سخت است ، و كسى كه فضائل اخلاقى را تا زمان پيرى تحصيل نكرده
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٦٢