تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
عقوبت را به شتاب و تعجيل طلب مىكند و حال آنكه وقوع حادثهء محتمل در اختيار او نيست ، فرقش با آن اين است كه به وقوع آن يقين و حتم ندارد . پس به نترسيدن از آن سزاوارتر است [ زيرا احتمال مىرود كه آن امر وقوع نيابد ] . سوم - آنكه خوف او از كارى باشد كه فاعل آن خود اين شخص و ناشى از سوء اختيار اوست . علاج آن اين است كه مرتكب آن كار نشود و به كارى كه از سرانجام بد آن مىترسد اقدام نكند . زيرا اين عمل يا في حدّ ذاته بد نيست ولى به آنچه زيان آور است منجر مىشود ، و شكَّى نيست كه ارتكاب چنين عملى خلاف عقل است ، و اگر بعد از وقوع زيان آن ظاهر شد از قسم دوم خواهد بود ، يا بذاته كارى زشت و ناپسند است كه اگر آشكار شود رسوائى و بازخواست به دنبال دارد ، و اين شخص به خيال اينكه علنى نخواهد شد آن را انجام داده است . بى شك اين گمان ناشى از نادانى است ، زيرا هر فعلى كه از هر فاعلى سر بزند هر چند پنهانى باشد ممكن است آشكار و علنى گردد و اگر علنى شد ممكن است رسوائى و بازخواست به بار آورد . و عاقلى كه به ماهيّت و طبيعت امر ممكن علم دارد مرتكب چنين كارى نمىشود . و باعث خوف در شقّ دوم اين است كه حكم واجب را بر ممكن بار كرده و در اين حكم امر ممكن را ممتنع و واقع نشدنى شمرده است . و اگر اين شخص به امر ممكن به مقتضاى ذات آن حكم مىكرد ( يعنى آن را محتمل مىدانست نه حتمى يا محال ) از هر دو نوع خوف ايمن مىبود . چهارم - اينكه خوف او از چيزهائى باشد كه طبع مردم از آن بىسبب و جهت عقلى و واقعى ( نفس الأمرى ) وحشت دارد ، مانند مرده و جنّ و امثال اينها مخصوصا در شب در حال تنهائى . بىشك اين گونه خوف ناشى از كوتاهى و نارسائى عقل و مغلوبيّت آن از قوهء واهمه است . پس بايد قوهء غضب را تحريك و تهييج كند تا بدين سبب عقل بر وهم چيره شود . و چه بسا براى چنين شخصى سودمند است كه در شبهاى تاريك به تنهائى در جاهاى ترسناك درنگ كند تا اين خوف بتدريج از او زائل گردد . و چون ترس از مرگ شديدترين و عامترين اقسام اين نوع خوف است ، به علاج آن بخصوص اشاره مىكنيم و مىگوئيم : آنچه باعث ترس از مرگ
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 258 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي