فصل 1 خوف نكوهيده و اقسام آن
نوع اوّل خوف اقسامى دارد كه عقل همه را زشت و ناروا مىشمارد . پس سزاوار نيست كه عاقل آن را به دل خويش راه دهد . بيان اين مطلب اين است كه :
انگيزهء اين گونه خوف ممكن است بر چند قسم باشد :
اوّل - اينكه خوف از امرى ضرورى و لازم الوقوع باشد كه دفع آن از قدرت بشر بيرون است . و شكَّى نيست كه خوف از چنين امرى نادانى و خطاى محض است و غير از رنج و عقوبتى زودرس و عاجل كه آدمى را از تدبير در مصالح دنيا و آخرت باز دارد فايده اى بر آن مترتّب نيست . و عاقل چنين چيزى را به دل خود راه نمىدهد بلكه خود را دلدارى مىدهد و به آنچه شدنى است راضى و خشنود مىسازد تا راحت اين دنيا و سعادت آن جهان برايش حاصل شود .
دوم - آنكه خوف او از امرى ممكن باشد كه وقوع و عدم وقوع آن قطعى و حتمى نباشد و شدن و نشدن آن در دست اين شخص نباشد . و شكَّى نيست كه قطع و يقين به وقوع آن و ناراحتى براى آن خلاف مقتضاى عقل است ، بلكه لازم است كه آن را به ديدهء احتمال بنگرد و پديد آمدن آن را حتمى نشمارد ، زيرا :
« لَعَلَّ الله يُحْدِثُ بَعدَ ذلِكَ أمْرا » 65 : 1 ( طلاق ، 1 ) .
« شايد خدا بعد از اين چيزى پديد آورد » .
اين گونه خوف با اينكه با قسم اوّل در اين امر شريك است كه بى سبب
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٥٧