تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
از همه بريده‌اند و باز آمده‌اند و رو به جانب قدس كبريائى آورده‌اند ، به جان و دل چنان در فكر جلال و جمال آفريدگارند كه از خود و صفات و احوال خويش يكسره فراموش كرده‌اند . حال ايشان همچون حال عاشقى است كه هنگام لقاى معشوق واله و حيران اوست . امّا مپندار كه حصول اين تفكَّر - بلكه پائينترين مرتبه از مراتب لذّت بردن به ياد عظمت و جلال خداوند - بدون جدائى و انفكاك از همهء رذائل هلاك كننده و اتّصاف به فضائل نجاتبخش ممكن است ، كه حال متفكَّر در جلال و عظمت خداوند با وجود اتّصاف به اخلاق بد و رذيله مانند حال عاشقى است كه با محبوب خود خلوت كند و بخواهد از مشاهدهء جمال او التذاذ يابد و زير پيراهن او مار و عقرب باشد كه پيوسته او را بگزند و از لذّت مشاهده و انس باز دارند . و ابتهاج او جز به بيرون كردن آنها از جامهء خويش تمام نباشد . و شكَّى نيست كه همهء خويهاى زشت و ناپسند مانند مارها و عقربها موذى و موجب تشويشاند و هر كه كمترين معرفت و توجّهى به مناجات پروردگار خود دارد و در جان وى چيزى از آنها باشد ، در مىيابد كه چگونه باعث آشفتگى و تشويش او و مانع از ابتهاج است . امّا فرو رفتگان در علائق طبيعت را گزيدن آنها آشكار و روشن نيست ، و بعد از مفارقت نفس از بدن و بدرود اين عالم در دو الم گزيدن آنها به مراتب از درد گزيدن مارها و عقربها بيشتر پديدار مىشود .

نصيحت

اى دوست از خواب غفلت برخيز ، و امروز فكر فردا كن ، پيش از آنكه چنگالهاى مرگ در كالبدت بند شود و چارهء قوهء عاقله ات از تفكَّر دربارهء صفات و احوالت از دست بيرون رود . و به يقين بدان كه هر فضيلت يا رذيلتى كه در جان تست و هر طاعت يا معصيتى كه از تو سر بزند در برابر آن جزا و پاداشى در وقت رفتن از اين سراى فانى هست . و گفتار سرور پيامبران صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم را بشنو - كه اگر ترا دلى باشد براى بيدارى و آگاهيت بس است - كه فرمود : « إنّ روح القدس نفث في روعى : أحبب ما أحببت فإنّك مفارقه ، و عش ما شئت فانّك ميّت ، و اعمل ما شئت فإنّك مجزىّ به »