« جبرئيل در جان من دميد كه : هر چه را خواهى دوست بدار كه از آن جدا خواهى شد ، و هر چه خواهى زندگى كن كه خواهى مرد ، و هر چه خواهى بكن كه سزاى آن را خواهى ديد » . و به راستى اگر به مبدأ و معاد اعتقاد داشته باشى اين سخن واعظ تو بس است و تورا از توجّه و التفات به دنيا و اهل آن باز مىدارد . و خلاصه : سزاوار است كه مؤمن در هر شبانه روز ساعتى از اوقات خود را صرف تفكَّر دربارهء صفات و افعال خود كند و زمانى در عجائب صنع و قدرت پروردگار بينديشد و بر اين كار مداومت ورزد تا قوهء عقليّه و عمليّهء نفس را كمال حاصل شود ، و از وسوسه هاى شيطانى و خواطر نفسانى رهائى يابد . خداوند به فضل بزرگ خود ما را در رسيدن به اين مقصود موفّق سازد . ( و از جمله ) - يعنى از رذائل قوهء عاقله - :
مكر و حيله
است براى رسيدن به مطلوبات و مقتضيات دو قوهء خشم و شهوت . مكر و حيله و خدعه و دهاء الفاظ مترادفند و در لغت گاهى بر شدّت زيركى و فطانت اطلاق مىشود . و صاحبنظران آن را بر استنباط بعضى از امور از مآخذ پنهان و دور آن كه خارج از حدّ قريحهء راست و مستقيم است اطلاق مىكنند . و از اين رو آن را ضدّ هوشيارى و ذكاء و سرعت فهم مىدانند ، و در عرف مراد از آن جستن راههاى پنهان است براى اذيّت رساندن به مردمان و بسا در لغت نيز آن را به اين معنى تفسير كنند و مراد ما در اينجا همين معنى است .
و براى مكر و حيله از حيث آشكارى و پنهانى مراتب بيشمار است . بعضى از آنها چندان خفائى ندارد و كسى كه اندك شعورى داشته باشد به آن پى مىبرد .
بعضى چنان پوشيده و پنهان است كه زير كان به آن بر نمىخورند . گاهى آدمى را بر مىانگيزد كه با ديگران اظهار دوستى و محبّت كند و آنگاه به آن بيچارهء غافل اذيّت و مكروه رساند . و زمانى شخص را بر آن مىدارد كه اظهار امانت و ديانت
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 246
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٤٦