فصل 11 حديث نفس ( سخن گفتن با خود ) مؤاخذه ندارد
دانستى كه همهء اقسام وسوسه ها در پديد آوردن ظلمت و تيرگى در نفس مشتركند . امّا مجرّد خواطر ( يعنى حديث نفس يا انديشه ها و خيالاتى كه به دل خطور مىكند ) و آنچه بدون اختيار از آن به وجود مىآيد ، مانند ميل و هيجان رغبت ، مورد بازخواست و مؤاخذه نيست و به واسطهء آنها گناهى نوشته نمىشود ، زيرا تحت اختيار انسان نيست و مؤاخذه بر آنچه از اختيار خارج است ظلم است ، و نهى از آن تكليفى است طاقت فرسا و نامقدور . لكن اعتقاد و حكم قلب به اينكه چنان انديشه و خيالى بايد به فعل برسد مورد مؤاخذه است زيرا اختيارى است .
و همچنين قصد و عزم به آن كار ، جز اينكه اگر با خوف از خدا قصد انجام آن كار كند و بعد پشيمان شود براى او حسنه اى نوشته خواهد شد ، ولى اگر بدون ترس از خدا آن كار را به سبب مانعى كه پيش آيد انجام ندهد [ كه اگر آن مانع وجود نداشت فعل از او صادر مىشد ] براى او گناهى نوشته مىشود .
دليل بر اين بيان كه مجرّد انديشه و خيال ( خاطر ) مؤاخذه ندارد روايتى است در « اصول كافى » : « مردى به محضر پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم آمد و گفت : اى رسول خدا هلاك شدم . پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : آيا چنين نيست كه آن خبيث ( شيطان ) به دل تو راه يافته و گفته است چه كسى تورا آفريد ؟ و تو گفتى خداى تعالى . آنگاه به تو گفت :
خدا را كه آفريد ؟ آن مرد گفت : آرى سوگند به آن كه تورا به حق برانگيخت
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٢٤