داشت و وسوسه هاى باطل و خيالات فاسد به دل او خطور نمىكرد ، زيرا منتهاى هر ذكر و عبادتى در نماز است ، با اينكه هر كه مراقب قلب خويش باشد در مىيابد كه افكار و خواطر در نماز بيش از اوقات ديگر به دل راه پيدا مىكند . و بسا اتّفاق مىافتد كه آنچه از امور دنيا فراموش شده در نماز به ياد مىآيد ، بلكه لشكر شياطين هنگام نماز بر دل انسان هجوم مىكنند و آن را جولانگاه خود قرار مىدهند ، و آن را چنان به چپ و راست منحرف مىگردانند كه ايمان و يقينى در آن نيابد ، و آن را به بازارها و حساب سوداگران و جواب مخالفان مىكشانند ، و بدينگونه او را در واديها و مهلكه هاى دنيا مىافكنند . با اين همه گمان مكن كه ذكر در دلهاى غافل هيچ اثر و ثمرى ندارد ، كه چنين نيست ، زيرا ذكر در نزد اهلش چهار مرتبه دارد كه همهء آنها براى گويندگان ذكر سودمند است ، جز اينكه مغز و روح و غرض اصلى از آنها آخرين مرتبه است :
( اول ) ذكر زبانى فقط .
( دوم ) ذكر زبانى و قلبى ، با وجود اينكه در قلب جايگير نشده ، به طورى كه قلب نيازمند مراقبت است تا همراه ذكر حضور داشته باشد ، و اگر مراقبت را رها كند و دل را به خود واگذارد به وسوسه ها و خواطر متمايل گردد .
( سوم ) ذكر قلبى كه در دل جايگير شود و بر آن مستولى باشد ، به طورى كه به آسانى نتوان دل را از آن منصرف ساخت ، بلكه اين كار به سعى و تكلَّف ممكن باشد ، چنان كه استقرار آن در دل و دوام آن به كوشش و زحمت نياز دارد .
( چهارم ) ذكر قلبى كه در آن مذكور ( خدا كه متعلَّق ذكر است ) در دل باشد و بس ، به طورى كه حتّى خود ذكر هنگام ذكر محو شود ، و قلب به خود و به ذكر توجّه و التفات نداشته باشد بلكه با تمامى وجود مستغرق در مذكور ( متعلَّق ذكر ) باشد . و صاحب اين مرتبه التفات به ذكر را حجاب مشغول كننده مىداند و اين مرتبه است كه بالذّات مطلوب است ، و مراتب ديگر بالعرض مطلوبند ، زيرا اين مراتب راههائى است براى رسيدن به مطلوب بالذّات .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٢٠