سودمند نيست . زيرا حقيقت ذكر در دل جايگير نمىشود مگر بعد از تخليه و پاكسازى آن از رذائل و تحليه و آراستن آن به فضائل ، و اگر اين دو كار انجام نگيرد قدرت و تسلَّط ذكر بر دل آشكار نمىشود . بلكه مجرّد حديث نفس ( با خود سخن گفتن ) است كه مكر و كيد و تسلَّط شيطان را دفع نمىكند . مثل شيطان مانند سگ گرسنه است ، و مثل اين صفات مذموم مانند گوشت و نان و خوراك سگ است ، و مثل ذكر مانند گفتن « چخ » است به او ، و شك نيست كه وقتى سگ به تو نزديك شود اگر از خوراك او چيزى نزد تو نباشد همين كه بگوئى « چخ » رانده مىشود .
امّا اگر از خواسته هاى او چيزى نزد تو باشد تا به مطلوب خود نرسد با آن گفتن و راندن دست از تو برندارد .
پس قلب خالى از خوراك شيطان به مجرّد ذكر او را مىراند ، و امّا قلبى كه آكنده از خوراك شيطان باشد ذكر را كنار مىزند و به حاشيه مىبرد ولى در ميان دل ( سويداى قلب ) قرار نمىگيرد ، زيرا كه شيطان در آنجا قرار گرفته است .
و همچنين ذكر به منزلهء غذاى نيرو بخش است ، پس همانطور كه غذاهاى مقوّى مادام كه تن از اخلاط فاسد و موادّ أمراض پاك نگردد سود نبخشد ، همين طور ذكر تا هنگامى كه دل از اخلاق ذميمه كه موادّ بيمارى وسوسه هاست پاك نشود نفعى نخواهد داد . و ذكر وقتى براى قلب سودمند است كه از آلودگى هوى و هوس پاك و به نور پارسائى و تقوى روشن باشد . چنان كه خداى سبحان فرموده است :
« إنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيطانِ تَذَكَّرُوا فإذا هُمْ مُبْصِرُونَ » 7 : 201 ( اعراف ، 201 ) .
« كسانى كه پرهيزكارند هنگامى كه با وسوسه هاى شيطان برخورد كنند [ خدا را ] به ياد مىآورند پس در اين حال بينا [ و از چنگ وسوسه ها رها ] مىشوند » .
و نيز مىفرمايد :
« إنَّ في ذلِكَ لَذِكرى لِمَنْ كانَ لَه قَلْبٌ » 50 : 37 ( ق ، 36 ) .
« همانا ، در اين [ قرآن ] براى كسى كه دلى [ زنده يا گوشى شنوا ] دارد پند و يادآورى است » .
و اگر مجرّد ذكر براى طرد شيطان كافى بود هر كسى در نماز حضور قلب
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢١٩