ريشه كن كردن آن ممكن بود شيطان لعين منقاد انسان و مسخّر او مىشد ، و انقياد او براى آدمى همان سجود او براى وى است ، كه حقيقت سجود همان انقياد و اطاعت است ، و پيشانى بر خاك نهادن نشانهء انقياد و حالت اطاعت را مىرساند . و چگونه مىتوان تصوّر كرد كه آن ملعون بر فرزندان آدم - عليه السّلام - سجده آورد و حال آنكه بر پدر آنان سجده نكرد و تكبّر و گردن كشى نمود و گفت :
« خَلَقْتَنِى مِن نارٍ وَخَلَقْتَه مِن طينٍ » 7 : 12 ( أعراف ، 12 ) « مرا از آتش آفريدى و او را از خاك ( گل ) آفريدى » .
پس ممكن نيست كه شيطان براى فرزندان آدم با خوددارى از وسوسه تواضع كند ، بلكه براى گمراه كردن آنها تا روز قيامت مهلت گرفته است . بنابراين هيچ كس از او رهائى نخواهد يافت مگر اينكه همهء انديشه و قصد و همّت او به يك چيز باشد يعنى دلش همواره متوجّه و مشغول به خداى يكتا باشد تا شيطان مجالى در آن نيابد ، و مانند مخلصين [ 1 ] باشد كه [ در آيهء كريمه ] از سلطهء اين لعين مستثنى شدهاند . پس گمان مبر كه قلبى از او آسوده و خالى بماند ، بلكه مانند خون در بدن بنى آدم جارى و سيّال است و سيلان او مثل هواست در قدح ، كه اگر بخواهى ظرف را از هوا خالى كنى تا آن را از چيز ديگر پر نسازى نمىتوانى ، بلكه بقدرى كه [ مثلا ] آب در آن داخل كنى از هوا خالى مىشود . همينطور دل هر گاه مشغول به فكر مهمّى دربارهء دين باشد ممكن است از جولان اين لعين در امان بماند . و امّا اگر حتّى يك لحظه از خدا غافل گردد در آن لحظه قرينى جز شيطان نخواهد داشت ، چنان كه خداى سبحان فرموده است :
« وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَه شَيْطانا فَهُوَ لَه قَرينٌ » 43 : 36 .
( زخرف ، 35 )
هامش
[ 1 ] اشاره است به قول خداى تعالى :
« قَالَ رَبّ بِما أغْوَيْتَنى لازَيِّنَنَّ لَهُمْ فِى الاْءرْضِ وَلأغوِيَنَّهُمْ أجْمَعينَ إلا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ » 15 : 39 - 40 ( حجر ، 40 ) « گفت خدايا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى ، [ نعمتهاى مادّى در ] زمين را در نظرشان مىآرايم و همگيشان را گمراه مىكنم مگر آنها كه بندگان مخلص تواند . »