دليل قول پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم :
« من صلَّى ركعتين لم تتحدّث نفسه فيهما بشيء غفر له ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّر » .
« هر كه دو ركعت نماز گزارد كه در آنها نفس او هيچ چيز [ جز خدا ] را به خاطر نگذارند گناهان گذشتهء دور و نزديك او آمرزيده مىشود » . و اگر علاج و دفع آن ممكن نبود چنين كارى هم تصوّر نمىشد .
و سرّ دشوارى و صعوبت ريشه كنى كامل آن اين است كه شيطان دو گونه سپاه دارد . سپاهى كه پرواز مىكند و سپاهى كه بر زمين سير مىكند . واهمه لشكر پرواز كنندهء اوست و شهوت لشكر سير كنندهء او . زيرا قوهء واهمه و نيروى شهوت ( به طور غالب و بيشتر ) از آتش خلق شدهاند كه شيطان نيز از آن خلق شده است .
و مناسبت و سنخيّت ( آتش مزاجى ) اقتضا مىكند كه شيطان بر آنها تسلَّط داشته باشد و آنها از او پيروى كنند .
و چون آتش ذاتا مقتضى حركت است ( يعنى دائما در جنبش و هيجان است ) ، زيرا نمىتوان آتش برافروخته اى را تصوّر كرد كه متحرّك نباشد ، بلكه پيوسته بر حسب طبع خود در حركت و جنبش است ، پس كار شيطان و آن دو قوه ( واهمه و شهوت ) اين است كه همواره در حركت باشند و آرام نگيرند ، با اين تفاوت كه شيطان چون از آتش خالص است دائما در حركت است و آن دو قوه را با وسوسه و هيجان تحريك مىكند ، و آن دو قوه با آنكه عنصر غالب در آنها آتش است با عنصر خاكى نيز آميختهاند و بنا بر اين در حركت همانند آنچه صرفا از آتش است نيستند ، ولى آمادگى قبول حركت از آن دارند . به اين ترتيب شيطان پيوسته در آنها مىدمد و با وسوسه و هيجان آنها را تحريك مىكند و در آنها به پرواز و جولان در مىآيد .
امّا شهوت چون آتش مزاجى آن كمتر است سكون و آرامش آن ممكن است ، و احتمال اينكه تسلَّط شيطان در مورد آن از انسان بازداشته شود و شهوت از هيجان باز ايستد وجود دارد . و امّا در مورد واهمه امكان ندارد كه تسلَّط شيطان بكلَّى قطع شود ، و ريشه كنى وسواس شيطان از انسان محال است . زيرا اگر
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢١٥