فصل 8 علاج وساوس
وسوسه ها اگر باعث بديها و گناهان باشد ، راه علاج و دفع آنها اين است كه آدمى بدى عاقبت گناه و ناگوارى و وخامت فرجام آن در دنيا و آخرت را به ياد آورد ، و حقّ عظيم خدا و بزرگى ثواب و عقاب او را متذكَّر شود و به خاطر داشته باشد كه صبر بر ترك گناهى كه اين وسوسه ها به آن دعوت مىكند آسانتر است از صبر و تحمّل آتش دوزخ كه اگر شراره اى از آن به زمين افتد گياه و جماد آن را مىسوزاند . اگر كسى اين امور را به ياد آورد و حقيقت آنها را به نور معرفت و ايمان بشناسد ، شيطان از او بازداشته شود و وسواسش از او قطع گردد . زيرا شيطان نمىتواند اين امور حقّه را قابل انكار نمايد و يقينى كه براى انسان از برهانهاى قاطع حاصل است شيطان را از اين كار مانع است و او را نااميد مىسازد به طورى كه مأيوس و زيانكار مىگريزد ، كه زبانهء آتش برهانها به منزلهء سنگباران و دور كردن شياطين است ، و اگر با برهانهاى قوى با وساوس آنها مقابله شود همچون خرانى كه از شير مىگريزند خواهند گريخت .
و اگر وسوسه بدون قصد و بىاختيار در خاطر خلجان كند و به دل بگذرد ، ولى منشأ فعل نباشد ، ريشه كنى كامل آن بسيار مشكل است . و طبيبان نفوس اعتراف كردهاند كه آن بيمارى شديد و سختى است كه دفع آن دشوار و متعسّر و به قول بعضى محال و متعذّر است ، و حق اين است كه با همهء صعوبت علاجپذير است ، به