تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
مىشود . و فقط شيطان است كه او را از اين توحيد باز مىدارد و در قلب او به واسطهء التفات به بعضى از وسائط كه در آغاز آنها را منشأ اثر براى بعضى از امور مىپنداشت شائبهء شرك مىاندازد ، چنان كه براى باران بر ابر اعتماد مىكند و براى روئيدن كشت و رشد و نموّ زراعت به بارش باران اميد مىبندد و در سير و حركت كشتى به وزش باد دل خوش مىدارد ، و در حدوث حوادث زمينى بر ستاره بينى و ارتباط كواكب با اين حوادث تكيه مىكند . همچنين شيطان در دل آدمى وسوسه مىكند و به او مىگويد : چگونه همه چيز را از خدا مىدانى ؟ و حال آنكه فلان انسان با اختيار خود به تو روزى مىرساند ، كه اگر بخواهد به تو مىدهد و اگر بخواهد نمىدهد . و اين شخص ديگر قادر است كه گردن تورا با شمشير بزند و اگر بخواهد از تو در مىگذرد ، پس چرا از او نترسى و به او اميد نبندى و حال آنكه كار تو به دست اوست و تو اين را مىبينى و در آن شك ندارى ؟ و ترديدى نيست كه امثال اين توجّهات نتيجهء جهل به حقايق امور است ، و كسى كه شيطان را بر خود مسلَّط سازد تا چنين وسوسه هائى بر قلبش بيفتد از جاهلان به معارف و حقايق است . زيرا كسى كه حقيقت جهان چنان كه هست بر او منكشف شود ، مىداند كه آسمان و ستارگان و باد و ابر و باران و انسان و حيوان و ديگر مخلوقات همگى مقهور و مسخّر وجود يگانهء حق تعالى هستند كه شريك و انبازى ندارد . پس مىداند كه مثلا باد همان هواست و هوا به خودى خود و بدون محرّك به حركت در نمىآيد ، و اين محرّك تا محرّك ديگرى نداشته باشد هوا را به جنبش در نمىآورد . . . و همين طور تا برسد به محرّك اوّل كه نه محرّكى دارد و نه به خود متحرّك است . و حال به همين منوال است در مورد ديگر وسائط از قبيل افلاك و ستارگان و كائنات جوّ و موجودات زمينى از جماد و نبات و حيوان . بنابراين توجّه و التفات آدمى در نجات خود به برخى چيزها از قبيل باد و باران يا انسان يا حيوان همانند توجّه و التفات كسى است كه به اعدام محكوم شده است ، و فرمانروا يا پادشاهى به نويسندهء خود امر كند كه فرمان عفو و آزادى او را بنويسد . آنگاه آن شخص زبان به مدح و ستايش كاغذ يا مركَّب يا قلم يا نويسنده