فصل 2 توكل بر اين پايه است كه جز خدا مؤثرى وجود ندارد
بدان كه براى آدمى ممكن نيست كه در كارها بر خداى تعالى توكَّل حقيقى داشته باشد مگر اينكه به مرتبهء سوم توحيد رسيده باشد ، و اين مرتبه است كه توكَّل به آن مرتبط مىشود نه ديگر مراتب . زيرا مرتبهء چهارم پايهء توكَّل نيست و مرتبهء اوّل صرفا نفاق است و فايده اى نمىرساند . و مرتبهء دوم - يعنى مجرّد اعتقاد به توحيد - موجب حصول توكَّل چنان كه سزاوار است نمىشود . زيرا همهء مسلمين به توحيد معتقدند با اينكه توكَّل به نحو شايسته در آنها وجود ندارد .
پس مناط در توكَّل مرتبهء سوم توحيد است ، و آن اين است كه براى بنده به سبب نور حق روشن و منكشف شود كه جز خدا فاعل و مؤثّرى وجود ندارد .
و منشأ هر موجودى و هر فعلى از خلق و روزى ، و عطاء و منع ، و غنى و فقر ، و صحّت و بيمارى ، و عزّت و ذلَّت ، و زندگى و مرگ . . . و هر چيزى كه نامى دارد ، يگانه مبدع و مخترع آن خداى تعالى است كه هيچ شريك و انبازى براى او نيست . و بعد از كشف اين مطلب ديگر به غير او هيچ توجّه و نظر نكند ، بلكه بيم و اميدش يكسره به او و وثوق و اعتمادش تنها بر او باشد ، كه فاعل منحصر و يگانه اوست نه غير او ، و جز او همه مسخّر و رام اويند كه هيچ استقلالى حتّى در به حركت درآوردن ذرّه اى در پهنهء آسمانها و زمين ندارند . و هنگامى كه درهاى معارف به روى انسان گشوده شد اين مطلب براى او تمامتر و كاملتر از مشاهدهء با چشم روشن
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٩١