تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
در بيابانها نه راهى به منزل و مقصد خويش مىيابند و نه راهنما و هدايت كننده اى پيدا مىكنند . ميدان علم و عمل ويران مىگردد و تاريكى همهء اطراف آن دو را فرا مىگيرد و ديگر ملاك و معيارى براى تحصيل سعادتها ، يعنى آسايش خاطر و آرامش درون و انتظام ضروريّات زندگى براى افراد انسان ، يافت نمىشود [ 1 ] . و از اين رو اگر در زمانى مثل زمان ما شهرها و جامعه ها مورد بررسى قرار گيرد و از درونهاى مردم آگاهى به دست آيد از هزاران تن يكى يافت نمىشود كه توانسته باشد خود را اصلاح كند و امروزش از ديروز بهتر باشد ، بلكه شخص ديندارى را نمىبينى مگر اينكه بر فقدان اسلام و اهل آن گريان است . و اين همان زمانى است كه سرور آدميان و عترت پاك و بزرگوار او كه بهترين درود و سلام بر او و بر آنان باد از آن خبر داده‌اند كه : « لا يبقى من الإسلام إلا اسمه ، و لا من القرآن إلا رسمه » « از اسلام جز نام آن و از قرآن جز نوشتهء آن باقى نماند » . بالجمله : ملاك و مناط در تحصيل كمالات و اخراج نفوس از جهل و نادانى همان عدالت حاكم و زمامدار و توجّه و اعتناى او به اعلاء كلمهء اسلام و سعى و كوشش در ترويج احكام دين و آئين است . از اين رو در آثار [ 2 ] آمده است : « هرگاه حاكم عادل باشد در پاداش هر طاعتى از هر رعيّتى شريك است و اگر ستمكار باشد در گناهان آنان سهيم خواهد بود » . و سرور رسولان صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود :
هامش
[ 1 ] مؤلف بزرگوار به حق تحقق عدالت در جامعه را مشروط به عدالت زمامدار و حاكم زمان دانسته و گفته است كه آسايش و آرامش خاطر و انتظام احوال مردم به آن بستگى دارد و در صورت جور و ستم سلطان انواع فتنه ها و سختيها و رنجها و آشفتگىها و نابسامانيها پديد مىآيد و اين حقيقتى است انكارناپذير ، و در اسلام عادل بودن حاكم مورد تأكيد قرار گرفته است و چون حاكم بايد عادل به تمام معنى باشد ، احكام الهى را اجرا مىكند و به وظيفهء ارشاد و راهنمائى و رهبرى همت مىگمارد و دليل خواستاران حكومت اسلامى همين است . م . [ 2 ] احاديث و اخبار مأثوره . اهل حديث آنچه را كه از پيغمبر مأثور است خبر و آنچه را از صحابه منقول است اثر گويند .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 134 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي