است از قبيل رياست و مقام و احترام پديد مىآيد . آنگاه آثار قوهء تمييز پديدار مىگردد و رو به فزونى مىرود تا به تعقّل كلَّيّات توانا مىشود .
در اينجا كار تدبير و تكميل طبيعى و غريزى پايان مىپذيرد و تكميل صناعى و اكتسابى آغاز مىشود . پس اگر استكمال اكتسابى و صناعى حاصل نشود آدمى بر همان حال نخست باقى مىماند و به كمال حقيقى كه انسان براى آن آفريده شده است نائل نمىشود . زيرا هيچ كس با اتّصاف به جميع فضائل اخلاقى آفريده نشده است مگر كسى كه از جانب خداوند به واسطهء نفس قدسى خاصّه مورد تأييد قرار گرفته باشد . و هر چند بعضى از مردم نسبت به ديگران استعداد بيشترى براى تحصيل بعضى از كمالات دارند ، ولى عموم مردم بايد از راه اكتساب و دانشجوئى در تكميل نفوس خود بكوشند .
از آنچه گفته شد آشكار است كه : طبيعت نخست قوهء شهوت و سپس قوهء غضب و بعد قوهء تمييز را پديد مىآورد ، از اين رو در تكميل صناعى نيز بايد از آن پيروى كرد يعنى بايد اوّلا قوهء شهوت تهذيب شود تا عفّت حاصل شود و ثانيا قوهء غضب ، تا صفت شجاعت پديد آيد و ثالثا قوهء عقل ، تا به حكمت آراسته شود .
پس كسى كه به اين ترتيب يكى از فضائل را به دست آورد تحصيل باقى براى او بسيار آسان خواهد بود . امّا اگر به غير از ترتيب مذكور فضيلتى كسب كند نبايد بپندارد كه در آن صورت تحصيل بقيّه ناممكن است بلكه ممكن است هر چند نسبت به تحصيل آن با ترتيب ياد شده دشوارتر است . زيرا عدم ترتيب موجب سختى حصول است نه عدم امكان آن ، چنان كه رعايت ترتيب موجب آسانى است نه مجرّد امكان آن .
بنابراين در هر حال نبايد سعى و كوشش را رها كرد و از رحمت خداوند بخشندهء متعال مأيوس شد ، بلكه در جستجو و طلب بايد دامن همّت به كمر زد تا خداوند وصول به مقصد و مطلوب را آسان سازد .
امّا فضيلت اگر حاصل شود كوشش در حفظ و دوام و بقاء آن لازم است ، و اگر حاصل نباشد بلكه ضدّش موجود باشد بايد از راه زايل كردن ضدّش آن را به دست آورد . و از اين رو فنّ اخلاق دو بخش دارد :
يكى آنكه راجع به حفظ فضائل است ، و
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 137
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٣٧