فصل 3 اجناس و انواع رذائل
از آنچه گفته شد آشكار است كه در برابر هر فضيلتى رذائل نامتناهى از دو طرف افراط و تفريط وجود دارد ، و براى هر يك نام خاصّى نيست و شمارش همه امكان ندارد و در وظيفهء عالم اخلاق هم نيست ، بلكه وظيفهء وى اين است كه اصول و قوانين كلَّى را بيان كند نه اينكه موارد جزئى را احصا كند .
و بيان قانونى كه لازم و ضرورى است اين است كه انحراف از حدّ وسط ، به طرف افراط و يا به طرف تفريط است . پس در برابر هر فضيلتى دو جنس رذيلت قرار دارد . و چون شمار اجناس فضائل چهار است اجناس رذائل هشت است .
در برابر حكمت دو رذيلت است : جربزه ( زيركى و استعداد فريفتن و گول زدن ) و بلاهت ( كودنى ) . اوّلى در طرف افراط است و به كار بردن فكر در آنچه سزاوار و شايسته نيست يا بيش از اندازهء شايسته . و دومى در طرف تفريط است و عبارت است از تعطيل و به كار نبردن نيروى فكر در آنچه سزاوار است يا كمتر به كار بردن آن . بهتر است به جاى جربزه « سفسطه » يعنى حكمت آميخته به دروغ و اندوده به تزوير ، و به جاى بلاهت « جهل » بسيط تعبير كنيم . زيرا حقيقت حكمت عبارت است از علم به حقايق اشياء و امور چنان كه هستند و اين متوقّف بر اعتدال قوهء عاقله است . و چون عقل شدّت و حدّتى خارج از حدّ اعتدال پيدا كند از حدّ