تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
گرما شش و سرما پنج و خشكى چهار و ترى سه باشد از اعتدال طبّى بيرون است با اينكه به اعتدال حقيقى نزديكتر است . بلكه با فرض تساوى اجزاء عناصر چهارگانه ( گرما ، سرما ، خشكى ، ترى ) تا آنجا كه خود اعتدال حقيقى حاصل شود بازهم از اعتدال طبّى خارج است . پس اعتدال حقيقى همان اعتدال طبّى نيست تا اينكه هر اندازه به آن نزديكتر باشد قويتر و كاملتر باشد . زيرا ما مىگوئيم كه : ادّعا نمىكنيم كه وسط حقيقى اعتدال طبّى است بلكه امرى مغاير آن است ، و اعتدال حقيقى در خارج آن است . بنابر اين آن را دو طرف است : يكى آنكه اجزاء در تساوى نزديكتر شود از آنچه براى اعتدال طبّى است تا به اعتدال حقيقى برسد . و دوم آنكه دور تر گردد از آنچه براى آن تا بىنهايت هست . لكن وقوع بعضى از مراتب دو طرف كه اعتدال حقيقى ناشى از آن است غير ممكن است . و اين نكته اى است قابل توجّه و تأمّل . و اگر گفته شود : وسطى كه در اينجا اعتبار شده است اگر نسبى و اضافى است ، پهنا و عرضى دارد ، مانند پهنا و عرض مزاج ، بنابر اين وصف آن با حدّت و دقّت مناسب و درخور نيست ، مىگوئيم : همانگونه كه در عرض مزاج مرتبه اى هست كه افضل مراتب و نزديكترين مرتبه به اعتدال حقيقى است ، همينگونه در عرض ميانه روى براى ملكات مرتبه اى هست كه افضل مراتب و نزديكترين مرتبه به اعتدال و وسط حقيقى است ، و همين مطلوب بالذّات است . و شك نيست كه خصوص اين حدّ وسط پهنا و عرض وسيعى ندارد ، و بنابر اين وصف آن با دقّت و حدّت سخت و دشوار نيست . و امّا ديگر مراتب وسط هر چند خالى از آلودگىهاى افراط و تفريط نيستند لكن هرگاه تا اندازه اى به مرتبهء مطلوب نزديك باشند به طورى كه نوع يا شخص بر كمال شايستهء خود باقى بماند از اعتدالها و فضائل به شمار مىآيند ، چنان كه مرتبه اى از عرض مزاج با اينكه به اعتدال حقيقى نزديكتر نيست اعتدال محسوب مىشود ، زيرا نوع يا شخص در آن باقى و محفوظ مىماند به نحوى كه خللى ( آشفتگى و نابسامانى ) در افعال آن پديد نمىآيد هر چند خالى از انحراف نيست ، و اگر اين مراتب نيز با حدّت و دقّت وصف شوند دليلش اين است كه يافتن آنها و پايدارى بر آنها نيز بدون سختى و دشوارى نيست .