تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
است زيرا يافتن وسط حقيقى و پايدارى بر آن بسيار دشوار است و به همين جهت فضيلت به اختلاف اشخاص و احوال و زمانها مختلف مىشود . چه بسا مرتبه اى از اعتدال و حدّ وسط نسبى با توجّه به شخص يا حال يا وقت معيّن فضيلت است و نسبت به غير آن رذيلت است [ 1 ] . توضيح اين سخن اين است كه شك نيست كه وسط حقيقى در اخلاق چون در حكم نقطهء تقسيم ناپذير است يافتن و پايدارى بر آن ممكن نيست و از اين رو مىبينى كه كسى كه متّصف به فضيلتى باشد نمىتوان حكم كرد كه آن فضيلت « وسط حقيقى » است ، مگر اينكه گفته شود كه چون آن فضيلت به وسط حقيقى نزديك است و نزديكتر از آن امكان ندارد به سبب نزديكتر بودنش به آن ، نسبت به ديگر مراتب وسط نسبى است . پس اعتدال نسبى براى آن در حكم پهنا و عرضى است كه وسطش اعتدال حقيقى و دو طرفش افراط و تفريط است . و مادام كه از اين دو طرف بيرون نرفته اعتدالى نسبى و اضافى است و هر اندازه به وسط حقيقى نزديكتر باشد كاملتر و نيرومندتر است و هرگاه از آن دو خارج شد در رذيلت داخل شده است . نبايد گفت كه : بنابر اين سزاوار است كه اعتدال طبّى در مزاج نيز چنين باشد يعنى عرضى داشته باشد كه وسطش اعتدال حقيقى و دو طرفش خارج از اعتدال طبّى باشد ، تا آنجا كه هر اندازه به اعتدال حقيقى نزديك باشد اعتدال طبّى قويتر و كاملتر است ، با اينكه قضيّه چنين نيست ، زيرا با دليل مىتوان نشان داد كه نزديكى به اعتدال حقيقى مقتضى خروج از اعتدال طبّى است يا ضعف اعتدال طبّى به سبب نزديكى به اعتدال حقيقى است . بيان مطلب اين است كه اعتدال حقيقى در مزاج به اين است كه اجزاء عناصر [ چهارگانه ] در نيرو مساوى و برابر باشند ، و اعتدال طبّى در نوع يا يك شخص انسان به اين است كه مثلا اجزاء گرما از ده تا دوازده و سرما از هشت تا نه و خشكى از هفت تا هشت و ترى از شش تا هفت باشد . پس اگر اجزاء
هامش
[ 1 ] چنان كه مثلا گفته شده است : « حسنات الأبرار سيئات المقرّبين » « نيكيهاى نيكان ، بديهاى مقرّبان است » .