مىرسد و دستخوش نقصان و زوال نيست .
شگفتا كه بعضى گمان مىكنند كه لذّت منحصر در لذّات حسّى است و آن را آخرين مرتبهء كمال و بالاترين درجهء سعادت مىپندارند . و [ بسيارى از ] متشرّعان لذّات آخرت را به باغهاى بهشت و حور و غلمان و امثال اينها منحصر مىدانند و آلام اخروى را به آتش دوزخ و مار و عقرب و مانند اينها محدود مىكنند ، و رسيدن به اوّلى و رهائى از دومى را غايت و هدف زهد و عبادت خويش قرار مىدهند ، گوئى نمىدانند كه اين گونه عبادت عبادت مزدوران و بردگان است ، لذّات و مشتهيات كمتر را براى رسيدن به بيشتر ترك مىكنند . كاش مىدانستم كه چنين پندار و كردارى چگونه بر كمال حقيقى و قرب به خداى سبحان دلالت مىكند و نمىدانم كه گريان از ترس آتش دوزخ و صاحب شوق به لذّات جسمانى كه مطلوب نفس بهيمى است چگونه از مقرّبان درگاه خداى متعال به شمار مىآيد و به عنوان بلند پايه وصف مىشود گويا اينان سرور و ابتهاج روحانى و لذّت معرفت به خدا و حبّ و انس به او را ادراك نمىكنند و گفتار سرور موحّدان [ يعنى امير المؤمنين على عليه الصّلاة و السّلام ] را نشنيدهاند كه :
« إلهى ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا في جنّتك و لكن وجدتك أهلا للعبادة فعبدتك » .
« خدايا تو را از ترس آتش دوزخ يا طمع به بهشت نمىپرستم بلكه تو را شايستهء پرستش يافتم و پرستش كردم » .
خلاصه آنكه انسان بىشك در لذّت حسّى و جسمى با حشرات و كرمها و حيوانات پست شريك است ، و در بصيرت درونى و اخلاق فاضله به فرشتگان شبيه است ، و چگونه شخص عاقل راضى مىشود كه نفس ناطقهء شريف و بزرگوار خود را خدمتگزار نفس پست بهيمى قرار دهد .
و شگفتا از اين گروه [ كسانى كه لذّات را به لذّات حسّى منحصر مىكنند ] با اين اعتقاد كه مع ذلك كسى را كه از شهوات حيوانى كناره مىگيرد و لذّات حسّى را حقير و خوار مىنگرد بزرگ مىدانند و در برابر او فروتنى و خضوع مىكنند و خود را نسبت به او بدبخت مىشمارند و اعتراف مىكنند كه وى نزديكترين مردم
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٨٧