و كمبودهاى نفس خويش صرّف كند و از امور شهوانى و لذّات جسمانى به اندازهء ضرورت اكتفا كند . از غذا به آنچه مايهء اعتدال مزاج و حفظ حيات است بس كند و قصدش از آن لذّتجوئى نباشد بلكه رفع نياز ضرورى و دفع ألم باشد و وقت و عمر خويش در به دست آوردن زيادتر تباه نكند . و اگر از اين مقدار بيشتر خواهد بارى به قدرى باشد كه مقام و رتبهء انسانىاش حفظ شود و موجب پستى و ذلَّت نگردد . و از لباس به مقدار ضرورى و دفع گرما و سرما بهره گيرد و اگر از اين بيشتر خواهد بقدرى باشد كه به حقارت و خوارى نكشاند و موجب اتّهام سقوط از طرف اقران و همكاران نشود . و از آميزش به اندازه اى كه نوع حفظ شود و نسل باقى بماند بس كند و اگر بيش از اين خواهد از حد سنّت خارج نشود و از اينكه در مقتضيات شهوت و غضب فرو رود بپرهيزد زيرا چنين سقوطى مايهء شقاوت هميشگى و هلاك ابدى است .
خدا را خدا را اى برادران مواظب و مراقب جانها و نفوس خود باشيد ، و پيش از آنكه در درياهاى تباهى و مهلكه غرق شويد آنها را دريابيد و قبل از آنكه راهها بر شما بسته شود از خواب غفلت بيدار شويد و پيش از آنكه خويها و ملكات مهلك و عادات تباه كننده جايگير و استوار گردد به تحصيل سعادت پردازيد . زيرا زايل كردن رذايل بعد از محكم و استوار شدن آنها در نهايت دشوارى است و مبارزه با حزب شيطان بعد از بزرگسالى كمتر مؤثّر است و غلبه بر نفس امّاره پس از سستى و ضعف پيرى بىاندازه مشكل است . لكن به هر حال يأس و نااميدى از لطف و رحمت خداوند روا نيست و بايد به قدر توانائى كوشيد كه اين كار البتّه از به سر بردن در باطل بهتر است ، شايد خداوند با رحمت عظيم خود شما را دريابد .
شيخ فاضل ابن مسكويه [ 1 ] ، استاد علم اخلاق و نخستين كسى كه در عالم اسلام
هامش
[ 1 ] ابو على احمد بن محمد بن يعقوب ابن مسكويه ، اصلا رازى و ساكن اصفهان بود . وى از بزرگان علما و حكما و معاصر أبو على ابن سينا بود . در ايام جوانى مصاحب وزير مهلبى و از خواصّ وى بود و بعدا از ندماى بزرگ « عضد الدوله » بويهى شد و سپس از خواص وزير « ابن العميد » و پسرش « ابو الفتح » گرديد . او را تأليفات بسيارى است كه