سازگار است ، و ألم خيال مثل ادراك ناملايمات و ناسازگاريهاست . و لذّت مربوط به قوهء غضب همانند انبساط و خوشحالى حاصل از پيروزى و نيل به جاه و مقام و رياست است ، و ألم وابسته به آن مثل انقباض و گرفتگى حاصل از مغلوب و معزول شدن و از دست دادن مقام است . و لذّت بهيمى ادراك خوردن و آميزش و امثال اينهاست ، و ألم بهيمى ادراك گرسنگى و تشنگى و گرما و سرما و نظاير اينهاست . و اين لذّات و آلام به نفس مىرسند و در واقع نفس است كه از آنها لذّت مىبرد و متألَّم مىشود جز اينكه هر يك از آنها به واسطهء قوهء مخصوص خود به نفس مىرسد .
گاهى بين آنچه متعلَّق به قوهء وهم و خيال است و آنچه متعلَّق به قوهء غضب است اشتباه رخ مىدهد زيرا هر دو دسته با هم بر تخيّل عارض مىشوند . اين اشتباه به اين نحو رفع مىشود كه آنچه مربوط به غضب است اگر چه از راه تخيّل پديد مىآيد ليكن آن كه بعد از تخيّل لذّت مىبرد و متألَّم مىشود قوهء غضب است كه به واسطهء آن نفس متأثّر مىشود . پس در اين نوع از لذّت و ألم تا غضبيّه متأثّر نشود نفس متأثّر نمىگردد . و امّا در مورد وهم و خيال آنچه لذّت مىبرد و متألَّم مىشود همين دو قوه است و اين تأثّر آنها بىواسطهء قوهء غضبيّه به نفس مىرسد . و آنچه اين فرق و تفاوت را روشن مىكند اين است كه التذاذ و تألَّم خيالى متوقّف بر غالب و مغلوب شدن در عالم خارج نيست ، و حال آنكه لذّت و ألم غضبيّه متوقّف بر غالب و مغلوب شدن در خارج است .
سپس بايد دانست كه نيرومندترين لذّتها لذّت عقلى است زيرا جنبهء فعلى داشته و ذاتى انسان است و با اختلاف احوال زوال نمىپذيرد ، ليكن لذّات حسّى انفعالى بوده و عرضى و زوالپذير است . و اين لذّات ( حسّى ) در آغاز بر طبع آدمى خوش و گوارا است ، و با فزونى نيروى حيوانى افزون مىشود و با سستى و ضعف آن كاهش مىيابد تا آنكه بكلَّى زايل و منتفى مىشود ، و قبح اين گونه لذّات نزد عقل آشكار است . و امّا لذّت عقلى در آغاز وجود ندارد ، زيرا ادراك لذّت عقلى جز براى جانهاى پاك و آراسته به اخلاق پسنديده حاصل نمىشود ، و بعد از آنكه حاصل شد زيبائى و شرف آن آشكار مىشود ، و با رشد قوهء عقل فزونى مىگيرد ، تا آنجا كه به بالاترين مراتب
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 86
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٨٦