تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
حضرت فرمود اى ( بريده ) على بعد از من ولى شماست و سهم او از خمس بيش از آنست كه اخذ نموده است . ( ابو بكر ) و ( عمر ) اين سخن را شنيدند كه رسول اكرم ( ص ) چنين فرمود و ولايت مرا بعد از خود امضاء كرد . اينك ( بريده ) زنده و حاضر است آيا با اين سخن پيمبر بزرگوار ( ص ) جاى سخنى باقى است ؟ بارى ابو بكر كار خلافت را بدون مشورت به « عمر » باز گذاشت و با او بيعت كرد و مردم با او بيعت كردند و مردم رفتار او را مىپسنديدند . بارى دم واپسين او رسيد و من با خود انديشيدم همانا عمر آنچه بارها از من ديده است و بنا به آنچه از پيمبر اكرم ( ص ) در باره من شنيده است كار خلافت را جز به من به ديگرى وانخواهد گذاشت اما مرا آخرين نفر از شش تن قرار داد و به « صهيب » فرمان داد كه با مردم نماز بخواند و « ابو طلحه زيد بن سعد انصارى » را طلبيد و به گفت با پنجاه كس از قوم خود پاس دارد و هر يك ازين شش تن از اجراى دستور خوددارى كرد و به طرح او راضى نشد او را به قتل برساند . و عجب از بىخبرى مردم از واقعيّت بود كه مىپنداشتند « ابو بكر » را پيامبر اكرم ( ص ) به جانشينى خود منصوب فرموده است و اگر اين مطلب حق بود بر مردم پوشيده نمىماند . پس مردم با او به امر ( شورا ) بيعت كردند و ( ابو بكر ) فقط با اراده خود اين امر را به ( عمر ) واگذار كرد . و ( عمر ) امر را با نظر خود در ميان شش تن قرار داد . و من دوست نمىدارم سخن او را تكرار كنم كه گفت :
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 267 | اسد الله مبشرى / السيد ابن طاووس / مبشري