به عادت خلفا براى فتوى دادن دعوت كرد . هنگامى كه نزديك به در ورودى خانه كسى رسيدم كه از من استدعاى ديدار داشت به درگاه خداى مالك الامان جل جلاله تضرع كردم و از او خواستم كه دين مرا و آنچه را كه به من موهبت فرموده است به وديعت نگاه دارد و هر چه مرا به رضاى حضرتش نزديك گرداند حفظ فرمايد تا بسلامت از نزد ملك باز گردم . آنگاه به محضر او رسيدم و او با همه نيرو كه داشت كوشيد تا كار فتوى دادن را بپذيرم خداى جل جلاله به من آن نيرو داد كه با آنان مخالفت كنم و هوس خود را خوار دارم و بر سر نفس سركش پاى گذارم و در نگاهداشت آنچه در طلب رضاى خدا جل جلاله مالك آن بودم و اعراض از آنان مدد فرمود در پى آن واقعه سعايتهاى هولناك روى داد . اما خداى جل جلاله به فضل خويش مرا كفايت كرد و بر عنايات خود در باره من افزود و در كتاب ( اصطفاء ) پاره اى از آن حوادث را براى تو شرح دادهام .
اى فرزند اگر آن روز در اين فتواى دنيوى و هوسبازى اهل دنيا و قاعدههاى بيهوده آنها وارد شده بودم تا ابد الآبدين تباه بودم و مرا در امورى داخل مىكردند كه ميان من و رب العالمين جدايى مىافكند .
بخش 128
الحذر الحذر ، كه در شوخى و بازى و نو آورى آنان شركت جستن ، مخالفت با جدت سيد المرسلين ( ص ) و با پدرت سيد الوصيين است . سپس خليفه بازگشت و به وسيله ( قمى ) وزير خود و به وسيله
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص١٧١