تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
بخش 130 سپس شيطان كه لعنت خدا بر او باد ، براى فريفتن پدرت آنان را برانگيخت و خليفه « المستنصر » كه خداى بهترين پاداش را به او عطا فرمايد ، مرا برگزيد تا به رسالت نزد سلطان « تاتار » روم . پس به آن كس كه اين پيام به من آورده بود سخنانى گفتم كه مفهوم آن چنين است : در اين كار اگر موفق شوم پشيمان خواهم بود و اگر شكست يابم نيز پشيمان خواهم شد . گفت چگونه ؟ گفتم اگر كوشش من با توفيق قرين گردد هرگز براى گسيل داشتن برسالت دست از من نخواهيد كشيد تا در شمار مردگان در آيم ، پس مرا از عبادتها و ديگر كارهاى ارزشمند باز خواهيد داشت . و اگر گره كار بدست من گشوده نشود از چشم شما خواهم افتاد و كار به بىاحترامى من خواهد انجاميد و آزردن من آغاز مىگردد و از كار دنيا و آخرت باز مىمانم بالجمله سخنان رساتر ازين گفتم كه خداى جل جلاله در آن حال براى نيكبختى من بر زبانم جارى فرمود . اگر كسى ترا بگويد كه پرداختن به اين امور به طاعت و عبادت دستيارى مىكند ، زنهار و زنهار كه آن گفته‌ها تأويل و مغالطه است و مبادا به آن قانع شوى . چه هر كار كه مخالف عقيده تو باشد ، كمك به آن حتى با حركتى از حركات يا با اشاره اى از اشارات روا نيست ، و اگر كسى جز اين گويد او از دامهاى شيطان است و سخن او هذيان .