تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
اگر رسول سخنى كه ما نگفته باشيم به ما نسبت دهد با كمال قدرت او را كيفر مىدهيم و رگ ( حيات ) او را مىبريم . هيچ يك از شما قدرت جلوگيرى ندارد . آيا مىبينى كه اين سخن از جانب پروردگار جهانها براى تهديد كسى است كه نزد او گرامىترين موجود اوّلين و آخرين است در صورتى كه سخنى را به حق تعالى نسبت دهد ! پس آنگاه كه به اين نكته توجه كردم و از مبادرت كردن به فتوى احساس كراهت نمودم و ترسيدم و پرهيز كردم كه مبادا در كار فتوى قولى بر خلاف گويم و در پى رياست افتم كه منظور از آن تقرب به حقتعالى نباشد پس در آغاز كار پيش از آنكه جامه قضا پوشم از آن امر هولناك كناره گرفتم و به راهنمايى علم ، به عمل صالح و كارهاى شايسته پرداختم و آنچه اى فرزند در راهنمايى و گشودن درهاى عنايات به تو نوشته‌ام نه از كسى آموخته بودم نه از كسى شنيده بودم بلكه گفتار مردم همه بر پايه ظاهر عبادت و صورت بخشيدن آن به مقتضاى عادت بود . سپس جماعتى نزد من آمدند و خواستند بين مردمى كه اختلاف دارند بر عادت فقيهان و علماى گذشتهء زمانهاى پيشين داورى كنم و امور طرفين اختلاف را اصلاح نمايم . پس به آنان گفتم كه من چنين فهميده‌ام كه خرد من در مقام اصلاح كليه امور زندگانى من است اما نفس من و هوا و هوس من و شيطان بر آنند تا با مشغول ساختن من بامور دنيا مرا به هلاكت رسانند و من بين خود و نفس خود و شيطان و هوا و هوس خويشتن در صدد آن بر آمدم كه به مجرد عدل داورى كنم و همه آنها را با عقل موافق گردانم . اما هيچ يك از آنها اين رأى را صواب ندانستند و خرد به زبان حال با من گفت روا نيست كه در
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 168 | اسد الله مبشرى / السيد ابن طاووس / مبشري