تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
هلاكت خود به نادانى ، از آنها پيروى كنى . بالجمله ، من در اين زندگى دراز موفق نشدم كه ميان اين دو دشمن داورى كنم يا ميان آنها سازشى به وجود آورم كه چشمم روشن گردد و منازعه و اختلاف آنها بر طرف شود . پس كسى كه مىداند كه در مدتى دراز از انجام دادن داورى ناتوان بوده است چگونه در امرى وارد شود كه داوريهاى بىپايان و بيشمار ويژه آنست ؟ به آنان گفتم بنگريد و كسى را بيابيد كه عقل و نفس و طبيعت و هوا و هوس او با يك ديگر اتّفاق داشته باشند ، بر شيطان چيره ، و همه مانند يك دست در پى طاعت خدا و رضاى او باشند و از امور مهمى كه بر او واجب است فارغ باشد . آرى چنين شخصى را بيابيد ، و داورى و محاكمه نزد او بريد همانا اوست كه وقتى دعوايى در محضرش طرح شود مىتواند به قطع و فصل دعاوى و اصلاح اختلافات موفق گردد زيرا به چنين قدرتى مجهز است . پس اى فرزند اى محمّد ، از رياست در اين امر كناره جستم و به مقتضاى داورى خردمندان ديدم كه شغل شاغل من در توجه به خداى جل جلاله و وارسى و پاكيزه نگاهداشتن نفس خويشتن است .