بر شما كه پاك بوديد در دنيا ، پس در آييد در آن جاويد باشندگان . پس ولدان ايشان را بينند ، گرد ايشان در آيند ، چنان كه ولدان اهل دنيا گرد خويشاوندى در آيند كه از سفرى بر ايشان باز آيد ، گويند او را : شاد باش ، خداى - عز و جل - براى تو از كرامت چنين و چنين ساخته است . پس غلامى از ولدان برود سوى بعضى از جفتان او از حور عين ، پس گويد : فلان بيامد به نامى كه او را در دنيا گفتند . او گويد : تو ديدى ؟ گويد : من ديدم و بر اثر من [ 714 ] مىآمد . پس شادى يكى را از ايشان سبك گرداند تا بر آستانهء در آن بايستد . پس چون به منزل خود رسد در اساس آن بنگرد ، صخرهاى بينداز مرواريد ، زبر آن كوشكى سبز و سرخ و زرد و هر رنگى ، پس سر برآرد و در سقف آن نگرد ، چون برق رخشان بيند . و اگر نه آنستى كه خداى - عز و جل - او را قدرت دهد ، نزديك باشد كه چشم او بشود ! پس سر بجنباند ، ازواج خود را بيند كوزهها نهاده ، و بالشتهاى متصل يك ديگر مرتب كرده ، و بساطها در هر مجلسى گسترده . پس تكيه كند و گويد : الحمد للَّه الّذي هدانا لهذا و ما كنّا لنهتدي لو لا ان هدانا اللّه . پس منادى آواز دهد كه زندگى يابيد و هرگز نميريد ، و مقيم باشيد و هرگز رحلت نكنيد ، و تندرست باشيد و هرگز بيمار نشويد .
و پيغامبر - عليه السلام - گفت : آتى يوم القيامة باب الجنّة فاستفتح فيقول الخازن : من أنت ؟ فأقول محمّد فيقول : بك أمرت ان لا افتح قبلك لاحد ، اى ، روز قيامت به در بهشت آيم و گشادن خواهم ، خازن گويد : كيستى تو ؟ گويم : محمد . گويد : فرموده شدهام كه پيش از تو براى كسى نگشايم .
و تأمل كن اكنون در غرفههاى بهشت ، و اختلاف درجات بلندى در آن ، چه آخرت بزرگ درجاتتر و بزرگ فضيلتتر است . و چنان كه ميان مردمان در طاعت ظاهر و اخلاق پسنديدهء باطن تفاوت ظاهر است ، پس همچنان در آن چه پاداش داده شوند تفاوت ظاهر باشد . پس اگر عالىتر درجات مىطلبى بايد كه در طاعت خداى - عز و جل - جهد بكنى تا كسى بر تو سبقت نكند . چه خداى تعالى تو را در آن مسابقت و منافست « 466 » فرموده و گفت :
سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
، « 467 » اى ، با يك ديگر مسابقت نماييد سوى مغفرت از پروردگار شما . و گفت :
وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ
« 468 » ، اى ، در آن بايد كه با يك ديگر منافست كنند منافست كنندگان . و عجب آن كه اگر ياران و همسايگان بر تو به درمى يا بلندى بنايى تقدم نمايند ، بر تو گران آيد ، و تنگ آيى ، و زندگانيت به سبب حسد منغص شود . و بهتر احوال تو آن است كه در بهشت قرار گيرى ، و در آن مسلّم نباشى از آن كه جماعتى بر تو سابق باشند به لطيفههايى كه كل دنيا برابر آن نباشد .
چه أبو سعيد خدرى - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ اهل الجنّة ليتراءون اهل الغرف فوقهم كما تتراءون الكواكب الغائر في الافق من المشرق و المغرب ، لتفاضل ما بينهم ، اى ، هر آينه اهل بهشت اهل غرقهها را فوق خود همچنان بينند كه شما ستارهء در رفته « 469 » را
هامش
( 466 ) منافست ، رقابت ، هم چشمى .
( 467 ) حديد 57 - 21 .
( 468 ) مطففين 83 - 26 .
( 469 ) در رفته ، فرو شونده در نشيب .