پس گويند : اى پروردگار ما ، اگر ما را در آتش مىبردى پيش از آن كه به ما نمودى آن چه نمودى از ثواب خود و آن چه ساختهاى در آن براى اولياى خود ، بر ما آسانتر بودى . گفت : آن خواستم در حق شما بدان كه چون از آن خالى مىشديد با من به كارى عظيم مبارزت مىنموديد ، و چون مردمان را مىديديد ، با فروتنى مىبوديد ، با مردمان ريا مىكرديد به خلاف آن چه مرا مىديديد به دلهاى خود ، بترسيديد از مردمان و از من نترسيديد ، و بزرگ داشتيد مردمان را و مرا بزرگ نداشتيد ، و بگذاشتيد براى مردمان و براى من نگذاشتيد ، پس امروز شما را عذاب دردمند كننده چشانم ، با آن چه از ثواب محروم گردانم .
و احمد بن حرب گفت : يكى از ما سايه را بر آفتاب برگزيند و بهشت را بر آتش بر نگزيند . و عيسى - عليه السلام - گفت : بسيار تن درست و روى خوب و زبان فصيح كه فردا در اطباق آتش بنالد . و داود - عليه السلام - گفت : الهى بر گرمى خورشيد تو مرا صبر نيست ، پس بر گرمى آتش تو چگونه صبر كنم ! و آواز رحمت « 447 » تو را طاقت نمىدارم ، پس آواز [ 711 ] عذاب تو را چگونه طاقت دارم ! پس بنگر اى بيچاره ، در اين هولها ، و بدان كه حق تعالى آتش را با هولها بيافريد ، و براى آن اهلى آفريده كه نيفزايد و كم نشود . و اين كارى است قضا كرده شده ، و مفروغ عنه گشته « 448 » . حق تعالى گفت :
وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ
، « 449 » اى ، و بترسان - اى مهتر - ايشان را از روز حسرت چون كار استوار كرده شده - و مفروغ عنه گشته « 450 » - و ايشان در غفلت بودند . و لعمرى اشارت بدين ، سوى روز قيامت است . و ليكن كار روز قيامت پرداخته نشده است ، بلكه در ازل آزال « 451 » پرداخته شده است ، و ليكن آن چه قضا بدان سابق شده بود روز قيامت ظاهر گردانيده شد . و عجب از تو كه بخندى و بازى كنى ، و به محقرات دنيا مشغول شوى ، و ندانى كه قضا در حق تو ، به چه سابق شده است ؟
و اگر گويى : كاشكى بدانمى كه مورد من چيست ؟ و مآل و مرجع من كدام چيز است ؟ و قضا در حق من به چه سابق شده است ؟ پس تو را علامتى است كه بدان انس گيرى ، و به سبب آن اميد تو صادق شود . و آن علامت آن است كه به احوال و اعمال خود نگرى ، چه بر هر كسى آسان گردانيدهاند آن چه براى آن آفريده شده است . پس اگر راه خير براى تو آسان شده است ، شاد باش كه از آتش دورى . و اگر چنان است كه قصد خيرى نكنى كه نه عوايق « 452 » بدان محيط شود و آن را دفع كند ، و قصد شرى نكنى كه نه اسباب آن ميسر گردد ، بدان كه اين بر تو قضا كردهاند ، چه دلالت اين بر عاقبت چون دلالت باران است بر نبات ، و دلالت دود بر آتش . حق تعالى گفت :
هامش
( 447 ) مراد صداى رعد است ( زبيدى 10 - 520 ) .
( 448 ) مفروغ عنه گشته ، از آن فارغ شده و كارى است گذشته .
( 449 ) مريم 19 - 39 .
( 450 ) مفروغ عنه گشته ، از آن فارغ شده و كارى است گذشته .
( 451 ) آزال ( جِ أزل ) .
( 452 ) عوايق ، موانع .