تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 947

مساهمون:

ص٩٤٧
لجرت ، اى ، بر اهل آتش گريه فرستاده شود ، پس بگريند تا اشكها نماند ، پس خون بگريند تا در روى ايشان چون هيئت شكاف ديده آيد اگر كشتيها در آن فرستاده شود برود . و ما دام كه ايشان را در گريستن [ 709 ] و بانگ كردن و وا ويلى گفتن دستورى باشد ، ايشان را در آن استرواحى « 437 » باشد ، از آن نيز باز داشته شوند . محمد بن كعب گفت : اهل آتش را پنج دعاست : در چهار ، حق تعالى ايشان را اجابت فرمايد ، و چون پنجم باشد ، پس از آن هرگز سخن نگويد . گويند :
رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ
؟ « 438 » اى ، پروردگار ما ، بميراندى ما را دو بار و زنده گردانيدى ما را دو بار ، و از آيت‌ها ما را چيزى نمودى كه واجب گردانيد كه به گناهان خود اعتراف نماييم . پس سوى بيرون آمدن از آتش هيچ راهى نيست ؟ پس قول حق تعالى در جواب ايشان گويد :
ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ
، « 439 » اى ، آن عذاب بدان است كه چون خداى به وحدانيت ياد كرده مىشد كافر مىشديد ، و اگر او را شريك گفته مىآمد ايمان مىآورديد ، پس حكم براى خداى بزرگ است . پس گويند :
رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً
، « 440 » اى ، پروردگار ما ، بديديم و بشنيديم ، پس باز گردان ما را تا عمل صالح كنيم . پس خداى - عز و جل - ايشان را جواب فرمايد :
أَ وَ لَمْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ ما لَكُمْ مِنْ زَوالٍ ؟
« 441 » اى ، نه سوگند ياد مىكرديد پيش از اينكه شما را به آخرت انتقال نباشد ؟ گويند :
رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ
، « 442 » اى ، پروردگار ما ، بيرون آر ما را تا عمل صالح كنيم ، نه چنان كه مىكرديم . پس خداى - عز و جل - فرمايد :
أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ
، « 443 » اى ، نه شما را عمرى داده‌ايم كه در آن ياد كند ، و به خداى باز گردد كسى كه ياد كند - و آن شصت سال است - و پيغامبر بر شما آمد - و بر قولى ديگر پيرى به شما رسيد - پس بچشيد عذاب ، و ظالمان را هيچ ياريگر نيست . پس گويند :
رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ
، « 444 » اى ، اى پروردگار ما ، بدبختى ما بر ما غالب شد ، و گروهى گمراه بوديم ، اى پروردگار ما ، بيرون آر ما را ، پس از آن اگر به معصيت باز گرديم ما ستمكار باشيم . پس حق تعالى گويد :
اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ
، « 445 » اى ، دور شويد در آن و با ما سخن مگوييد . پس از آن هرگز سخن نگويند . و آن غايت سختى عذاب است . مالك بن انس روايت كرد كه زيد بن اسْلم در تفسير قول حق تعالى :
سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ
، « 446 » گفت : صد سال صبر مىكنند و صد سال ديگر جزع ، پس مىگويند :
سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ
، « 447 » اى ، صبر و جزع هر دو بر ما يكسان است و ما را جاى
هامش
( 437 ) استرواح ، آسايش . ( 438 ) مؤمن 40 - 11 و 12 . ( 439 ) مؤمن 40 - 11 و 12 . ( 440 ) سجده 32 - 12 . ( 441 ) إبراهيم 14 - 44 . ( 442 ) فاطر 35 - 37 . ( 443 ) فاطر 35 - 37 . ( 444 ) مؤمنون 23 - 106 - 108 . ( 445 ) مؤمنون 23 - 108 . ( 446 ) إبراهيم 14 - 21 . ( 447 ) إبراهيم 14 - 21 .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 947 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى