وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ
« 429 » بخواند ، اى ، مپندار آن كسانى كه بخيلى مىكنند بدانچه خداى - عز و جل - ايشان را داده است از فضل خود كه بخل ايشان را نيك است ، بلكه بد است ايشان را ، چه بدان مستحق عذاب شوند . زود باشد كه آن چه بدان بخيلى كردهاند مارى گردانيده شود از سر تا پاى ايشان .
و پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ في النّار لحيّات مثل أعناق البخت يلسعن اللّسعة فيجد حمتها « 430 » أربعين خريفا و انّ فيها لعقارب كالبغال المؤكفات يلسعن اللّسعة فيجد حمتها أربعين خريفا ، اى ، بدرستى كه در آتش ماران باشند ، چون گردن شتران بختي بزرگ ، بگزند ، پس گزيده چهل سال زهر آن بيابد . و بدرستى كه در آن كژدماناند ، مثل استرهاى پالان دار ، بگزند ، پس گزيده چهل سال زهر آن بيابد . و اين كژدمان و ماران بر كسى مسلط گردانيده شوند كه در دنيا بخل و بدخويى و ايذاى مردمان بر او مسلط گردانيده شود ، و هر كه در دنيا از آن « 431 » نگاه داشته شود ، از اين ماران مصون باشد ، و براى او متمثّل نشوند « 432 » .
آن گاه پس از اين همه ، تفكر كن در بزرگ گردانيدن أجسام اهل آتش ، چه خداى - عز و جل - در طول و عرض شخصهاى « 433 » ايشان بيفزايد تا عقوبتشان به سبب آن زيادت شود ، و سوختن آتش و گزيدن مار و كژدم از همهء اجزاى خود به يك دفعت بر توالى احساس كنند . ابو هريره - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - گفت : ضرس الكافر في النّار مثل احد و غلظ جلده مسيرة ثلاث ، « 434 » اى ، دندان كافر در آتش چون احد « 435 » باشد ، و ستبرى پوست او مسافت سه روزه راه . و گفت - عليه السلام : شفته السّفلى ساقطة على صدره و العليا قالصة قد غطّت وجهه ، اى ، لب زيرين او بر سينه افتاده ، و لب زبرين با هم آمده و بالاتر شده و روى را بپوشيده . و گفت - عليه السلام : انّ الكافر ليجرّ لسانه في سجّين يوم القيامة يتوطّؤه النّاس ، اى ، كافر ، هر آينه روز قيامت زبان خود در سجّين « 436 » مىكشد ، مردمان آن را مىسپرند . و با بزرگى تنها همچنان آتش ايشان را بارها بسوزد ، پس گوشتها و پوستهاى ايشان تازه گردانيده شود . و حسن گفت در تفسير
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها
، « 437 » اى ، آتش هر روز هفتاد هزار بار ايشان را بخورد ، هر گاه كه ايشان را بخورد ، گويند : باز پس شويد . پس باز همچنان شوند كه بودند .
پس اكنون تفكر كن در گريستن و بانگ كردن و وا ويلى گفتن اهل آتش ، چه آن در اول ديدن آتش بر ايشان مسلط گردانيده شود . پيغامبر - عليه السلام - گفت : يرسل على اهل النّار البكاء فيبكون حتّى ينقطع الدّموع ، فيبكون الدّم حتّى يرى في وجوههم كهيئة الاخدود ، لو أرسلت فيها السّفن
هامش
( 429 ) آل عمران 3 - 180 .
( 430 ) عربى : حموتها ( زبيدى 10 - 517 ) .
( 431 ) از خويهاى بد سهگانه .
( 432 ) تمثل ، مثل زدن .
( 433 ) شخص ، كالبد ، بدن .
( 434 ) قاهره : مسيرة ثلاث ليال .
( 435 ) كوه احد .
( 436 ) سجّين ، جايى در جهنم ، سنگى در طبقهء هفتم جهنم .
( 437 ) نساء 4 - 56 .