تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 945

مساهمون:

ص٩٤٥
اعمش گفت كه خبر كرده شدم كه ميان دعاى ايشان و اجابت مالك هزار سال باشد . پس گويند : پروردگار خود را بخوانيد ، چه ، كسى به از پروردگار شما نيست . پس گويند : ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قوما ضالّين . ربّنا أخرجنا منها فان عدنا فانّا ظالمون ، اى ، پروردگار ما ، بدبختى ما ما را غلبه كرد ، و گروهى گمراه بوديم ، اى پروردگار ما ، ما را از آن بيرون آر ، پس اگر بىفرمانى كنيم از ظالمانيم . گفت : پس جواب دهد ايشان را :
اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ
، « 422 » اى ، دور شويد ، دورى خشم ، و با من سخن مگوييد . پس در آن حال از همه نيكوييها نوميد شوند و در بانگ كردن و وا ويلى گفتن در آيند . و أبو امامه روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - در قول حق تعالى :
وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ
، « 423 » گفت : يقرّب إليه فيتكرّهه فإذا أدنى منه شوى وجهه و وقعت فروة رأسه فإذا شربه قطّع أمعاءه حتّى تخرج من دبره . يقول اللّه تعالى :
وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ
، « 424 » اى ، پيش او يا نزديك او آورده شود و او آن را كراهيت دارد ، و چون نزديك او رسانيده آيد روى او را بريان كند و پوست سرش بيفتد ، و چون بخورد روده‌هاش را پاره پاره كند تا از پس او بيرون آيد ، چنان كه حق تعالى گويد : آب گرم داده شوند ، پس روده‌هاشان پاره پاره گرداند . و خداى - عز و جل - گويد :
وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ
، « 425 » اى ، اگر فرياد رسى خواهند ، فرياد رسيده شوند به آبى چون مس گداخته . پس طعام و شرابشان در حال گرسنگى و تشنگى آن باشد . پس بنگر اكنون در ماران و كژدمان دوزخ ، و شدت زهر و بزرگى شخصها « 426 » و زشتى منظرهاى آن ، و بر اهل آن مسلط باشند و بر ايشان آغاليده « 427 » . پس يك ساعت از گزيدن و نَهْس « 428 » سستى نكنند . و أبو هريره - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : من آتاه اللّه تعالى مالا فلم يؤدّ زكاته مثّل له يوم القيامة شجاعا اقرع له زبيبتان ، و يطوّقه يوم القيامة ثمّ يأخذ بلهازمه - اى اشداقه - فيقول : انا مالك انا كنزك ، اى ، هر كه خداى او را مالى دهد و او زكات آن نگزارد ، روز قيامت براى او چون مارى گردانيده شود كه از بسيارى [ 708 ] زهر پوست سرش بيفتاده باشد و در پيشانى بر زبر چشمها دو نكتهء سياه دارد . مترجم مىگويد كه آن بترين ماران بود ، و گفته‌اند : بر دو گوشهء دهنش دو كف باشد از قوّت خشم . روز قيامت طوق گردانيده شود ، پس گوشه‌هاى ذهن او بگيرد و گويد : من مال توأم ، من گنج توأم . پس قول حق تعالى :
هامش
( 422 ) مؤمنون 23 - 108 . ( 423 ) إبراهيم 14 - 16 و 17 . ( 424 ) محمد 47 - 15 . ( 425 ) كهف 18 - 29 . ( 426 ) شخص ، كالبد ، بدن . ( 427 ) آغاليدن ، شوريدن . ( 428 ) نَهْش ، گَزيدن مار .