متفاوت است ، چه حق تعالى مثقال ذرّهاى ظلم نكند . پس انواع عذاب بر هر كه در آتش باشد مترادف « 413 » نشود ، بلكه هر يك را از ايشان حدى معلوم است بر اندازهء معصيت و گناه او ، الا آن است كه اگر كل دنيا بر كم عذابتر از ايشان عرضه كرده شود ، هر آينه آن را فدا كند از سختى آن چه در آن باشد . پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ ادنى اهل النّار عذابا يوم القيامة ينتعل بنعلين من نار يغلى دماغه من حرارة نعليه ، اى ، كم عذابتر اهل آتش را [ روز قيامت ] دو نعلين باشد از آتش كه دماغ او از گرمى آن بجوشد . پس بنگر اكنون در كسى كه بر او تخفيف است ، و قياس كن بر اين كسى كه بر او تشديد است ، حال او چه باشد ! و هر گاه كه در سختى عذاب آتش به شك افتى ، انگشت خود به آتش نزديك برو آن را بر آن قياس كن . پس بدان كه در قياس خطا كردى ، چه آتش دنيا متناسب آتش دوزخ نيست ، و ليكن چون سختتر عذابى در دنيا عذاب اين آتش است ، عذاب دوزخ را بدان تعريف كردهاند . و چه دور است اين تعريف . چه اگر اهل [ 705 ] آتش مثل اين آتش را مىيافتند ، از ترس آن آتشى كه در آناند به رضاى خود خود را به اين آتش مىانداختند . و در بعضى خبرها از اين عبارت فرمود ، چون گفت : انّ نار الدّنيا غسلت بسبعين ماء من مياه الرّحمة حتّى اطاقها اهل الدّنيا ، اى ، آتش دنيا به هفتاد آب از آبهاى رحمت شسته شد تا اهل دنيا طاقت آن داشتند .
بلكه پيغامبر - عليه السلام - صفت آتش دوزخ تصريح فرمود و گفت : أوقدت تلك النّار ألف سنة حتّى احمرّت ثمّ أوقد عليها ألف سنة حتّى ابيضّت ثمّ أوقد عليها ألف سنة حتّى اسودّت فهي سوداء مظلمة ، اى ، آن آتش هزار سال افروخته شد تا سرخ گشت ، پس هزار سال افروخته شد تا سپيد گشت ، پس هزار سال افروخته شد تا سياه گشت ، پس آن سياه تاريك است . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : اشتكت النّار إلى ربّها فقال يا ربّ اكل بعضى بعضا . فاذن لها في نفسين : نفس في الشّتاء و نفس في الصّيف ، فأشدّ ما تجدونه [ في الصّيف من حرّها و اشدّ ما تجدونه ] في الشّتاء من زمهريرها ، اى ، آتش بناليد به پروردگار خود و گفت : اى پروردگار ، بعضى از من بعضى را بخورد . پس او را در دو نفس دستورى داد : نفسى در زمستان و نفسى در تابستان ، پس سختر آن چه در تابستان مىيابيد از گرمى او ، و سختر آن چه در زمستان مىيابيد از زمهرير اوست . و بدين اشارت كرده است كه گرماى تابستان و سرماى زمستان از نفس اوست .
و انس بن مالك گفت : خوش عيشترين مردمان را در دنيا از كافران بيارند ، پس گويند : او را به آتش فرو بريد . پس او را گويند : هرگز هيچ نعمتى ديدهاى ؟ گويد : نى . و سخت رنجترين مردمان را در دنيا از مؤمنان بيارند و گويند : او را در بهشت فرو بريد . پس گويند : هرگز هيچ رنجى ديدهاى ؟ گويد : نى . و أبو هريره - رضى اللّه عنه - گفت : اگر در مسجد صد هزار كس باشند يا
هامش
( 413 ) مترادف ، پى در پى ، مانند هم .